صفحه اول

اولین بانک اطلاعات بازیگران غرب کشور راه اندازی شد
محمد حسین قاسمی مدیر اجرایی اولین بانک اطلاعات بازیگران غرب کشور ضمن اعلام این خبر افزود : این بانک با هدف مدیریت صحیح بر امر بازیگری در استان و ارائه سرویس به کارگردانانی که برای اجرای پروژه شان وارد کرمانشاه میشود تشکیل می شود . ایشان در ادامه با بیان این مطلب که برای بازیگران در چهار بخش بازیگران پیشکسوت - با تجربه - کم تجربه و داوطلبان بازیگری پرونده تشکیل خواهد شد گفت : همچنین افراد ی که عضو بانک هستند از طریق پایگاه اینترنتی به آدرس http://bazegar7.s2a.ir/ به فیلم سازان سراسر کشور معرفی میشوند .
محمد حسین قاسمی ضمن دعوت از همه هنرمندان و بازیگران استان بیان داشت در نظر داریم رایزنی با شرکت های سینمایی و شبکه های سیما را در دستور کار خود قرار داده و به معرفی بازیگران کرمانشاهی به آنها بپردازیم . ایشان در ادامه گفتند : علیرغم توانایی بازیگران کرمانشاهی متاسفانه تا کنون در سطح کشور دیده نشده اند و ما در دراز مدت سعی داریم بازیگران کرمانشاهی را در سطح ملی بطور شایسته ای معرفی نمائیم
ایشان در ادامه بیان داشت درمراحل بعدی این بانک به معرفی بازیگران استانهای غربی کشور خواهد پرداخت ، لازم به توضیح است مدیریت بانک اطلاعات بازیگران غرب کشور وابسته به موسسه سینمایی فیلمسازان گروه هفت که عضو انجمن صنفی موسسات سمعی و بصری کشور بعهده فیلمساز فعال استان کرمانشاه سید سعید قاسمی می باشد .
بااطلاع کسانی که قصد دارند بطور خصوصی از کلاسهای تصویر برداری و تدوین استفاده کنند می رساند برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند با شماره همراه ۰۹۱۸۳۳۲۴۱۳۹ تماس بگیرند .
پشت صحنه
تصاویر پشت صحنه تولیدات موسسه فیلمسازان کروه هفت
سینمایی بیگانه 











مستند تلاش پنهان








تصاویر پشت صحنه مستند رژه حماسی
![]()







تصاویر داستانی اتل متل یه جاده




تصاویر داستانی فرجام




تصاویر داستانی عزیزبابا



مستند عاشورا




برنامه عیدانه سال 86




مستند هشدار




مستند سفر هیئت ژاپنی



داستانی تلفن




مستند نان برنجی




مستند از مهر دل تا کربلا









تصویر برداری
مقدمه
ساخت فیلم می تواند عمل خلاقه ای باشد که طی پروسه ی، از آغاز تا انجام ساخت آن : عوامل زیاد دخیل هستند، ازتدارکات چی گروه گرفته تا رانندی سرویس عضوی از گروه هستند. اما پاری ازعوامل، در بخشی که حاضر هستند می توانند،مستقیم در کیفیت و عمل خلاقه ی اثر ،اثر گذارباشند.
* نویسنده:طراح اولیه ی قصه ،بازنویس، مشاورنویسنده و ...... همه در این کلید واژه ، مد نظرند.
* کارگردان: که خالق و ایده پردازاصلی اثر و هماهنگ کننده بین عناصر و عوامل خلاقه ی اثر است: در راستای ایده ی اصلی که فیزیک متن به او می دهد؛ یا تاویل ( برداشت خاص) ازاثر نگاشته شده یا نهایتا" پس ازنگارش اثر،همه ی عناصر و عوامل در خدمت خلق ایده ی کارگردان هستند که کلیت هر آنچه کارگردان ، ازهرآنچه جهت ساخت اثر، به کمک عوامل خلاقه اش به کارمی گیرد، میزانسن
* 5 طراحی: طراح نور- طراح صدا( موسیقی – صداگذار-صدابردار) -طراح لباس – طراح چهره[ گریم] –طراح صحنه.
* تصویربردار:حتی در نقاطی ازجهان که طراح نور شخصی غیرازفیلمبرداراست ،تحت مدیریت ،مدیرفیلمبرداری ،ایده پردازی و با هماهنگی مدیر، کار می کند.
* بازیگر.
* تدوین گر.
و.........
بدیهی است که ( تصویربردار-نورپرداز)ازمرحله ی شروع کلید زدن : شروع فیلمبرداری، تا اتمام آن،مهمترین یارکارگردان و موثرترین عاملی است که کارگردان در اختیاردارد.
آیا بدون داشتن تصویری مناسب: بدون نورمناسب-کادرمناسب حرکت دوربین صحیح- و... آیا اساسا" می شود،بدون آزار واذیت و با لذت. تصویری دید. ازهمین مساله ی ساده گرفته،تا اهمیت فوق العاده ی فیلمبرداردر ایجاد فضا و حالت دراماتیک ( که در بالاترین سطح قراردارد) درخدمت ایده های اصلی کارگردان ، یا هماهنگی ودرراستای تفکرکارگردان، ایده پردازی کرده ،موثرترازسایر عوامل( که درجای خود موثرند})او رایاری رساند..
فرهنگ و اصطلاحات سینمایی خارجی: خارجی ، نمایی است که درفضای باز فیلمبرداری می شود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از « فیلمنامه» نوشته می شود، مانند: خارجی. خیابان . شب.
داخلی: نمایی است که درمکان سرپوشیده فیلمبرداری می شود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از « فیلمنامه» نوشته می شود ، مانند: داخلی، آپارتمان ، روز.
دکوپاژ: تقطیع فنی فیلمنامه که درآن صحنه ها به نماهای مشخصی تقسیم ودراصطلاح خرد می شود. دراین مرحله، اندازه ی نماها، زاویه ی دوربین وحرکت دوربین توسط کارگردان معین می شود.
دکور صحنه: فضایی که به تقلید ازیک مکان واقعی استودیو برای فیلمبرداری آماده میشود.
دوبله: دوبله اصطلاحی است که دردوزمینه به کار می رود:1- برگردان زبان اصلی وگفتاری فیلمها به زبان کشور نمایش دهند فیلم( درایران، فارسی) 2- ضبط گفتگو ها وجلوه های صوتی دراستودیو یا صدا گذاری.
دوربین روی دست: دراین روش، دوربین یا دردست قرار می گیرد یا به بدن فیلمبردار وصل می شود وبرای فیلمبرداری فضاهای شبه مستند وخبری وتاثیر گذار به کار می رود. دیافراگم: دریچه ای به شکل عنبیه ی چشم در دوربین فیلمبرداری یا عکاسی است که بین نوار خام وعدسی قرار می گیرد ومیزان نوردهی به نوار فیلم را کنترل می کند. دیافراگم قابل تنظیم است وشامل مجموعه ای از قطعات کمانی شکل فلزی است که میتواند به سمت جلو وعقب حرکت کند. وقتی که قطعات فلزی جلو وعقب شوند، اندازه دیافراگم به وسیله ی تنظیم می شود. یعنی میزان نوری که به فیلم می تابد. به هر میزان کمتر باشد لنزبیشتر باز می شود ونور بیشتری عبور می کند.
دیپ فوکوس: درعمق میدان وضوح یا ژرف نمایی، پیش زمینه وپس زمینه ی تصویر وضوح کامل دارد وقابل دیدن است..
راش : نسخه ی فیلمبرداری شده همراه با صدا را راش میگویند که معمولا برای بازبینی نماهای برداشت شده ی روزانه جهت بررسی کیفیت آنها ازنظر بازی وتصویر مورد استفاده قرار می گیرد.
رج زدن: اصطلاحی عملی است وبه کار یکی ازدستیاران کارگردان گفته میشود. با توجه به پرهزینه بودن وسایل مختلف به کاررفته در ساخت فیلم، ازتجهیزات فیلمبرداری گرفته تا وسایل صحنه وبه ویژه اجاره بهای مکانها، دستیار کارگردان مجموعه نماهای مثلا مربوط به یک هتل یا خانه یا موقعیت دیگر را که درکل فیلمنامه پراکنده شده، براساس خط داستانی فیلمنامه کنار هم ردیف وآن را برای کارگردان مشخص می کند. همچنین چون برخی بازیگرها به دلایل حرفه ای ویا به هردلیل دیگر می بایست زودتر پروژه را ترک کنند، تمام نماهای مربوط به آنها رج زده می شود.پس از رج زدن ، بایک برنامه ریزی دقیق روزانه، فیلمبرداری به سرعت انجام می شود وهزینه ها کاهش می یابد.
رفلکتور: سطح نقره ای رنگی که نور درموقع تابیدن به آن شدت می یابد. ازاین وسیله برای تاباندن نورخورشید به صحنه استفاده می شود.
روز به جای شب: با استفاده ازفیلترهای خاص می توان درروز فیلمبرداری وآن را به جای نمای شب استفاده کرد. این فیلتر ها حجم نور روز را کاهش می دهند.
زاویه: دوربین نسبت به سوژه سه زاویه می تواند داشته باشد: اگر ازبالا به پایین فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سرپایین واگر پایین به بالا فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سربالا گفته می شود. معیار زاویه سربالا یا سرپایین ، دید مستقیم چشم است. فیلمبرداری به موازات افق چشم را « آی لول» می گویند.
1.زمان واقعی:زمانیست که تصاویرگرفته شده عینا به مخاطب نشان داده می شود ودست کاری در زمان فیلم وجود نداشته باشد. مانند:سخنرانی رییس جمهور،فیلم های مستند.
2.زمان عاطفی:زمانیست که مخاطب بر حَسَب احساسات و عواطف خود آن را درک می کند. مانند:صحنه ای که پسر بچه ای را به زندان می برند وصحنه ای که پیر مردی از زندان بیرون می آید.
زمان دراماتیک(درام :نمایشی):
آ- اِسلوموشن (زمان بیشتر)(slow motion). ب- فست موشن (زمان کمتر)(fast motion).
زوم.zoom : این عدسی به فیلمبرداری امکان می دهد از یک نمای باز به یک نمای بسته وبرعکس برود، بدون اینکه به تغییر محل دوربین نیاز داشته باشد. بهترین استفاده ازاین عدسی درفیلمهای گزارشی_ خبری ومستند صورت می گیرد . چون لحظاتی رادراین نوع فیلمهاهست که می بایست به سرعت به سوژه نزدیک شد وغالبا امکان نزدیکی فیزیکی وجود ندارد.
زیبایی شناسی: زیبایی شناسی درحقیقت بررسی علمی ونظام مند مفهوم زیبایی است. گرچه زیبایی را نمی توان امری فردی وسلیقه ای دانست اما عموم مردم معمولا درمورد زیبایی یا نازیبایی یک اثر ادبی یافیلم به اتفاق نظرمی رسند. کشف علل وعناصر دخیل درزیبا ماندن یک اثر یا فیلم درحوزه ی دانش گسترده ی زیبایی شناسی نهفته است.
سبک : شیوه ی استفاده ازتکنیک های سینمایی مشخص که معمولا برای فیلمسازان بزرگ منحصر به فرداست ومی تواند فیلم یا گروهی ازفیلمهای هم شکل را پدید آورد.
سکانس(پرده): جزء کاملی ازیک فیلم که معادل فصل درادبیات است. سکانس از چند صحنه ویا تنها ازیک پلان تشکیل می شود که دراین صورت به آن پلان سکانسی گفته می شود.سکانس وقتی تغییرمی کند که موضوع فیلم تغییر کند.
سناریو: متن نوشته شده برای ساخت فیلم، بدون جزئیات فنی نظیر چگونگی حرکت دوربین. سناریو به زبان ایتالیایی به معنای فیلمنامه است.
شخصیت اصلی : بازیگر یا شخصیت اصلی درفیلم به فردی گفته می شود که مجموعه رویدادها حول محور او اتفاق می افتد.
شخصیت منفی: شخصیتی است ضد قهرمان. این نوع طبقه بندی کردن بازیگران یک فیلم بیشتر درفیلمهای کلاسیک رواج داشته است اما درفیلمهای مدرن به همه ی شخصیتها نسبی نگریسته می شود وتلاش می شود به جای انسان آرمانی ، انسان عادی وعرفی تصویرشود.
صحنه : یک یا چند نما که دریک مکان واحد اتفاق می افتد. صحنه را می توان معادل پاراگراف در یک نوشتار دانست.
صحنه آرا : به هنرمندی گفته می شود که با توجه به فضا وحال وهوا وزمان ومکان رویدادهای فیلم تلاش می کند فضا را مطابق آن چه مورد نظر کارگردان است طراحی کند.
صحنه یاب: صحنه یاب یا ویزور، دریچه ای است که فیلمبردار ازطریق آن صحنه را میبیند. صحنه یاب جدا ازدوربین نیز وجود دارد که به کارگردان این امکان را می دهد که شخصا صحنه را زیر نظر بگیرد، زاویه ی مناسب را برای دوربین پیدا کند ویا کار بازیگران را با آن پیگیری کند.
صدای سرصحنه: صدابرداری سرصحنه ی همزمان با فیلمبرداری است. این شیوه مشکلات خاص خودش را دارد اما بسیار طبیعی تر ازشیوه ی دوبله است که صدابرداری پس ازفیلمبرداری ودر استودیو انجام می گیرد.
صدای واقعی : صدایی که منبع تولید آن درتصویر دیده می شود، مانند صحبت آدمهایی که می بینیم وصدای پارس سگی درهمان نزدیکی آنها.
صدای همزمان: صدایی که با کنشهای درون تصویر همزمان باشد، مانند گفتگو ولب زدن بازیگران.
اصطلاحات فیلم برداری
- ویزور visor : چشمی دوربین.
- کادر : نمایی که از داخل ویزور دیده می شه.
- کلوز آپ Close Up (نمای بسته): نمایی که فقط روی موضوع متمرکز باشه. واسه آدم از نمای بسته ترین (نزدیک ترین) نما تا نیم تنه گفته می شه.
- مدیوم شات Medium Shot (نمای میانی): نمایی که مقداری از محیط اطراف موضوع رو هم شامل می شه. نمای بازتر از Close Up تا تمام قد یه آدم، مدویم شاته.
- لانگ شات Long Shot (نمای باز): نمای بازتر از مدیوم شات تا بی نهایت باز.
- بک لایت Back Light (ضد نور): نمایی که زمینه موضوع روشنه و خود موضوع سیاه رنگ دیده می شه؛ مثل نمای غروب های عشقولانه.
- زوم Zoom (بزرگ نمایی): یه کلمه آشنا که توی کامپیوتر بهش می گن Zoom In.
- زوم بک Zoom Back (کوچک نمایی): عمل برعکس زوم که توی کامپیتر Zoom Out گفته می شه.
- پن Pan : چرخش افقی (چپ و راست) دوربین روی یه مرکز دَوَران مثل سه پایه یا روی دست.
- سویچ پن Switch Pan : حرکت سریع پن Pan که تصاویر نامفهوم بشه. موقع تدوین، از این حرکت واسه مرتبط کردن دو تا استفاده می شه.
- تیلت Tilt : چرخش عمودی (بالا و پایین) دوربین روی یه مرکز دوران مثل سه پایه یا روی دست.
- تراولینگ Traveling : حرکت جابجایی دوربین با وسایلی مثل سه پایه چرخ دار و یا ریل و یا ماشین و مثل اینا.
نمای مدل Model shot
نمایی که در آن از نمونه های کوچک (ماکت) اجسام استفاده و به جای جسم بزرگ اصلی ارایه شده باشد. یک جور حقه ی سینمایی است. مثل دریایی که بر آن ظاهراً کشتی ها شناور باشند یا پلی منفجر میشود و ... ولی در واقع آنها نمونه های کوچک هستند.
نمای نقطه نظر
نمایی که صحنه را از دریچه ی دید و چشم یکی از شخصیتهای فیلم نشان بدهد. گویی او آن صحنه را می بیند. به طور خلاصه به این نما p.o.v هم اطلاق میشود.
نمای هوایی Aerial shot
نمایی که دوربین فیلمبرداری از هوا، از ارتفاع نسبتاً زیاد، از بالای جرثقیل مخصوص فیلمبرداری، از داخل هواپیما و یا هلی کوپتر می گیرند. به این نما هلی شات نیز می گویند.
نور اصلی صحنه
نور اصلی که برای روشن کردن صحنه، موقع فیلمبرداری به کار میرود.
نور مکمل
روشنایی کمکی که از طرف مقابل منبع اصلی نور به موضوع فیلمبرداری تابانده میشود و سایه ها را نرم و کمی روشنتر میکند و به قسمتهایی که در تاریکی مانده اند و «نور اصلی» به آنها نرسیده روشنایی می بخشد. «نور مکمل» ضعیفتر از «نور اصلی» است.
وضوح
اصطلاحی که نمودار قدرت و قابلیت فیلم در تعیین و تفکیک عناصر تصویر است. اگر اجزای تصویر از هم قابل تعیین و تفکیک باشند فیلم دارای «وضوح ظریف» است وگرنه، تصویر چرک به نظر می رسد و نقطه های ریز سیاه و سفید که در کنار هم قرار گرفتنشان تصویر را به وجود می آورد درشت و مشخص هستند و در این مورد تصویر را «دانه – دانه» (Grainy) می گویند.
وضوح تا عمق صحنه Deep Focus
اصطلاحی برای توصیف فیلمبرداری به شیوه ای که در آن اجسام و افراد در صحنه، از قسمت پایین تصویر گرفته و تا دورترین و عقب ترین حدصحنه، واضح باشند.
میزانسن
اصطلاحی فرانسوی که اصلاٌ تئاتری است و اجرا و به تحقیق درآوردن نمایشنامه را معنی میدهد. در سینما، «میزانس» یعنی قسمتی از کار فیلمسازی که روی صحنه انجام میگیرد، مثل بازی دادن هنر پیشه ها، انتخاب جا و حرکت دوربین، نورپردازی و غیره.همچنین نوع کادر و «نما» حرکت دوربین و نور یا رنگ پردازی برای بیان معنویات، احساسات و تفکرات.
نما Shot
مقدار تصویری که دوربین فیلمبرداری بدون قطع از یک صحنه می گیرد. «نما» کوچکترین واحد ساختمان فیلم است و یک فیلم از «نما»های متعدد (حدود 600 تا 1000نما) تشکیل میشود.
نمای از روی شانه over – the – shoulder-shot
«نما»یی که معمولاً در صحنه های گفتگو به کار میرود. به این ترتیب که دوربین از بالای شانه و پشت یکی از دوطرف، صورت یا نیم تنه طرف مقابل او را نشان میدهد و این کار ضمن گفتگوی آن دو، به طور متناوب تکرار میشود.
نمای تمام قد Full shot
نمایی که در آن تماس پیکر شخص دیده شود
نمای خیلی درشت Extreme close-up
نمایی درشت تر و نزدیکتر از نمای نزدیک (close-up اگر نمای درشت، مثلاً چهره ای را نشان دهد، «نمای» خیلی درشت جزئی از این چهره، مثلاً لبها یا چشمها خواهد بود. به این نما، «نمای جزئیات» (Detail shot) و (Big close-up) هم می گویند.
نمای خیلی دور Extreme long-shot
نمایی دورتر و ریزتر از نمای دور (long-shot) مثلاً اگر نمای دور یک خانه را نشان بدهد، نمای خیلی دور این خانه را با محوطه ی اطرافش مثلاً در وسط صحرا یا جنگل نشان خواهد داد.
نمای درشت Close-up
نما یا تصویر درشتی که دوربین فیلمبرداری از فاصله نزدیک از موضوع می گیرد. صورت یک شخص، دستهای یک انسان، کتابی روی میز، یک گلدان گل، این نما به اختصار c.u نوشته میشود.
نمای دور، نمای عمومی Long shot
نمایی که حداقل تمام هیکل موضوع فیلمبرداری و گاه کمی بیشتر را دربرمیگیرد
نمای دونفره Two-shot
نمایی که در آن دونفر با هم (معمولاً نیم تنه) نشان داده میشوند
نمای کلی master shot
یک نمای عمومی از صحنه، نمای دور و دربرگیرنده تمامی صحنه. یک برداشت (Take) طولانی از تمامی صحنه به صورت نمای عمومی. کار گردآوری «نما»های نزدیکتر را آسان میسازد. متصدی تدوین هر بار که کارش لنگ شد از این نما استفاده می کنند.
نمای لایی Insert
نمایی درشت از یکی از جزئیات صحنه (Detail shot) که اهمیت عمده ای در جریان وقایع صحنه دارد و خبر یا اطلاع مهمی میدهد و میان وقایع ظاهر میشود. مثل نمایی از یک نامه، یک کلید، یک کارد.
نمای متحرک Tracking shot
نمایی که با دوربین متحرک گرفته شود. دوربین ممکن است بر ارابه ای که روی ریل حرکت می کند سوار باشد و یا ارابه روی ریل نباشد و بر چرخهای لاستیکی حرکت داده شود و با دوربین به هر وسیله ممکن مانند اتومبیل و ... حرکت داده شود.
Tracking همان معنی Dollying و Truking را دارد. به این نما Travelling shot هم می گویند.
فیلمهای خیابانی Street Film
در داستان این فیلمها جذبه ترسناک و ممنوع زندگی خیابانی، قهرمانان را از درون زندگی کدر و یکنواختشان بیرون می کشید و آنان را در خیابان، گاه با فضایی روبه رو می ساخت که در خانه وجود نداشت.
کات (قطع) Cut
قطع از یک «نما» (یا صحنه یا فصل) به «نما» (صحنه یا فصل) دیگر. عوض شدن صحنه با یک جهش (قطع) سازد.
اصطلاحات صدابرداری- هام hum : همون صدایی که بهش می گن (( هوا )) که به خاطر پایین بودن کیفیت ابزارهای صدابرداری به وجود میاد.
- نویز Noise : صدای (( ویز )) که در صورت وجود اشکال در یکی از لوازم صدابرداری به شنیده می شه.
- آمبیانس Ambience : صدای محیط.
- ولوم میتر Volume Meter : هر وسیله ای که میزان بلندی صدا رو نشون می ده البته نه رقص نور. توی برنامه های مونتاژ یه استوانه هایی هست که موقع پخش کردن صدا، با تغییر رنگ، مقدار بلندی صدا رو نشون می دن.
- دیستورت Distorted (صدای خراب): صدایی که بیش از اندازه قوی باشه و باعث بشه نمایشگر میتر به آخرین درجه بچسبه. اولین شرط صدای خوب اینه که دیستورت نباشه.
- لِول (Level) گیری: تنظیم قدرت صدا به طوری که صدا دیستورت نشه.
- صدای مونو Mono : سیستم صدای یک باند که خیلی قدیمیه و بیشتر واسه ضبط صداهای طبیعی (غیر از موسیقی و استودیویی) استفاده می شه مثل صدای انسان.
- صدای استریو Stereo : سیستم صدای دو باند (باند چپ و راست) که تقریباً همه دستگاه ها با اون سازگارن و فعلاً پرکاربردترین سیستم صوتیه. توی این سیستم هر کدوم از باندها می تونن جدا کار کنن مثلاً یکیش موسیقی باشه و یکی صدای خواننده. باندهای چپ و راست دقیقاً مثل هم هستن و فقط از لحاظ مکانی با هم فرق می کنن.
- باند میکس Mix Channel : همون صدای استریو هست با این تفاوت که صدای هر دو باند یکیه.
|
گفتار Narration commentary |
|
صدایی که روی تصویر و صحنه فیلم می آید (و گوینده اش دیده نمیشود) و صحنه را همراهی میکند. گفتار ممکن است شرح خود صحنه باشد و یا ربطی به تصویری که می بینیم نداشته باشد و موضوع دیگری غیراز واقعه روی پرده را بیان کند. به این اصطلاح «Voice-over» نیز گفته میشود. صدای مستقیمDirect sound |
صدای مغناطیسیMagnetic sound
صدایی که بر نوار مغناطیسی ضبط شده باشد مثل نوار ضبط صوت.
موقع فیلمبرداری، صدا (شامل گفتگوها و سروصداها) جداگانه بر نوار ضبط میشود. این نوار بعداً با نوار موسیقی ترکیب (mix) میشود و در دستگاه «ترکیب کننده» (mixer) به صورت یک نوار تصویری، بر حاشیه فیلم ضبط میگردد و صورت صدای اپتیک را به خود می گیرد.
در مواردی یک حاشیه و مغزی باریک نوار مغناطیسی در کناره ی فیلم میدهند و صدا بر این حاشیه ضبط میگردد.
سروصداهای متفرقهSound Effects تمام صداهای فیلم به جز گفتگوها و موسیقی،سروصداهای مختلف (صدای پا،موتور اتومبیل، ریزش آب، غرش هواپیما و غیره). بوم Boom دسته بلندی که میکروفن صدابرداری را موقع فیلمبرداری بر سر آن نصب می کنند و خارج از حوزه دید دوربین بالای سر هنرپیشه ها نگاه میدارند و همراه با حرکت آنان این طرف و آنطرف میبرند.
تدوین
کلاس تدوین
درس اول
مقدمه..........
هنگامی که سینما سالهای آغازین خود را را پشت سر میگذاشت اولین فیلمهایی که ساخته شدند بطور تقریبی هر یک بیشتر از یک دقیقه طول نمیکشیدند. این فیلمها شامل حلقه های متشکل از یک نمای واحد بودند که بدون قطع فیلمبرداری و ضبط میشدند.
یعنی چه در فیلمهای مستند و چه در فیلمهای داستانی و بازسازی شده صحنه به گونه ای ترتیب داده می شد که وقایع همگی در این مدت کوتاه صورت می پذیرد و دوربین از یک زاویه ثابت از ابتدا تا انتهای ُآنرا ضبط کند.
در نتیجه بیننده این فیلمها همچون تماشاگر تئاتر بود که در سالن نشسته ُو از یک زاویه مشخص به مجموعه وقایع نگاه می کند.
و شیوه ساخته شدن فیلمهانیز شباهت زیادی به کار تئاتر داشت چرا که بازیگران با توجه به همان زاویه دید ثابت دوربین که معمولا تمامی صحنه را در تصویر جا میداد نقش خود را از آغاز تا پایان ماجرا بطور پیوسته اجرا میکردند.
از لحظه ای که دوربین شروع به ضبط تصویر میکرد تا هنگامی که از حرکت می ایستاد و فیلمبرداری متوقف میشد یه (پلان) نامیده شد.باچنین تعریفی پس تمامی فیلمهای ساخته شده در آن سالها یک پلانی بودند.
اما بزودی فیلمسازان دریافتن که میشود تکه فیلمهایی را که بطور جداگانه فیلمبرداری کرده اند بدنبال یکدیگر بچسبانند و در طول نمایش یک حلقه فیلم چند تصویر متحرک متفاوت را از پی هم ارائه دهند. به این ترتیب وقایع یک فیلم می توانست در صحنه های مختلف و زمانهای متفاوت اتفاق افتد. این آغاز آشنایی با یک امکان فنی سینمای نوپا بود.
تدوین:آخرین مرحله تولید فیلم است که در آن فیلم ، شکل نهایی خود را پیدا می کند. این مرحله شامل : گزینش نماها و اندازه آنها ، ردیف کردن نماها، صحنه ها و سکانس ها پشت سر هم ، مخلوط کردن تمام صداها و تعیین میزان بلندی آنها و در نهایت در هم آمیختن و همگاه کردن صدای نهایی با تصویر ، است.
این کارها به وسیله ، استفاده از فیلم نامه دکوپاژ شده، قوانین و اصول فیلم سازی و ذوق هنری و خلاقیت تدوین گر ، انجام می شود.
تدوینگر : کسی که مسئول سرهم کردن فیلم به صورت نهایی آن ، با توجه به آنچه در بالا گفته شد ، است. تدوین گر گا معمولا در شکست یا موفقیت فیلم ، نقشی اساسی به عهده دارد. تدوین گر است که با گزینش ، شکل دهی و مرتب کردن نماها و با مرتب کردن و در هم آمیختن صدا ها و همگاه کردن آن با تصویر، در تکوین ، ضرباهنگ ، شکل و صورت فیلم و در تاکید و تاثیر نماهای مختلف ، اثر بارزی بر جا می گذارد
امروزه فیلم سازان سعی می کنند ، روابط نزدیکی با تدوین گران داشته باشند. برخی از فیلم سازان از قبل ، طرح تدوین فیلمشان را می ریزند و در مرحله فیلم برداری ، تا حد زیادی کار تدوین را خودشان انجام می دهند به این معنی که برای مثال در هر نما،نوع نما را کاملامشخص می کنند ونماهای مختلف با زوایا و فاصله های مختلف دوربین از سوژه نمی گیرند، که لازم باشد از بین آنها نمایی را انتخاب کرد و ... به این ترتیب فیلم سازان تعداد انتخاب ها را کاهش می دهند ، تا شکل نهایی فیلم همان باشد که خودشان در ذهن دارند.
معمولا تدوین از همان مرحله فیلم برداری آغاز می شود ، به این ترتیب که ، تدوین گر ، فیلم هایی را که هر روز گرفته می شود در اختیار می گیرد و با مشورت کارگردان، آن تکه فیلم ها را سر هم می کند. وقتی فیلم برداری به پایان رسید، تدوین گر فیلمی در دست دارد که به صورت خامدستانه و خالی از ظرافت ، تنها روند رویدادهای فیلم را تعقیب می کند. تدوین گر کار تدوین را با این فیلم آغاز می کند. او با نظر کارگردان ، بهترین برداشت ها را انتخاب می کند و الگوی صدای فیلم را با تصویر همگاه می کند. این نسخه از فیلم که اولین نسخه تدوین شده فیلم ، برای رسیدن به شکل نهایی آن است ، اصطلاحا راف کات ( Rough Cut ) ، نامیده می شود. البته این نسخه را نسخه تدوین شده فیلم ساز هم می نامند ، چون کم و بیش حاوی دیدگاه فیلم ساز از فیلم است و هنوز چندان مورد مداخله کس دیگری قرار نگرفته است
تدوین گربعد ازمشورت با فیلم ساز، نسخه تدوین اولیه را اصلاح و ویرایش می کند،جلوه های اپتیک برای انتقال نماها را به آن اضافه می کند ( برای مثال محو تدریجی ، هم گذاری و ... ) ، جلوه های ویژه را نیز به فیلم می افزاید و در نهایت نسخه نهایی را که در آن نماها ، طول آنها وترتیب قرار گیریشان به دقت مشخص شده و صدا نیز به خوبی با تصویر همگاه شده است را ، ارائه می دهد.
لازم به ذکر است که تدوین گر بر کار مسئول مخلوط کردن صداها ، نظارت می کند. صدای فیلم شامل گفت وگوها ، موسیقی طبیعی ، جلوه های صوتی و موسیقی متن است.
امروزه با پیشرفت هایی که در عرصه تکنولوژی ویدئو و کامپیوتر رخ داده ، کار تدوین گر ، انعطاف ، سرعت ، دقت و سهولت بیشتری یافته است.
اهمیت تدوین
با تدوین می توان روایتی را به صورت مداوم و سیال بیان کرد. تدوین زمان و مکان را فشرده می کند عناصر متفاوت و پراکنده را مورد تاکید قرار می دهد و کنار هم می گذارد و آنها را چنان مرتب می کند که الگوهای معنایی خاصی ایجاد کنند.ندوین در ضمن ، به نوعی واکنش تماشاگران را ، شکل می دهد برای مثال ارائه یک رشته نماهای کوتاه که به سرعت به یکدیگربرش می خورند می تواند ، حس هیجان ، حادثه و انتظار را در تماشاگر ایجاد کند ، در حالی که نماهای طولانی آرامش بخش هستند ، بر عنصر دراماتیک صحنه تاکید دارند و تماشاگر را با شخصیت ها فیلم بیشتر درگیر می کنند. شیوه تلفیق صدا و تصویر هم ، تاثیر بسیار مهمی بر تماشاگر دارد. برای مثال قابل شنیدن بودن یا نبودن گفت و گوها ، ارائه موسیقی در لحظه ای خاص از فیلم ، بالا و پایین شدن حجم صدا ها ، به گوش رسیدن صدای محیط و همه و همه معنای خاصی می آفرینند و احساسات تماشاگر را به سمتی هدایت می کنند .
اصطلاحات مونتاژ:
- سکانس Sequence (فصل): هر فیلم از چند تا بخش (فصل) تشکیل شده که هر بخش یه قسمت از موضوع رو بازگو می کنه.
- پلان Plan (نما): هر سکانس شامل چندین پلان می هست. هر پلان یه نما هست که فیلم برداری می شه.
- شات Shot (برداشت): از لحظه ای که ضبط رو شروع می کنن تا وقتی که قطع می شه یه شات می گن. هر نما (پلان) ممکنه چند بار برداشت بشه.
- شات لیست Shot List (فهرست برداشت ها): می شه گفت که گزارش کار فیلم برداریه که توی اون توضیح میدن که کدوم لحظه از نوار فیلم برداری شده، شامل چه تصویریه.
- کلاکد Clacked (صدای تق): هر متنی اضافه شده به فیلم که توضیح می ده که از این جه به بعد، موضوع تصاویر در مورد چیه. البته اسمش رو از صدای همون تخته ای گرفتن که اطلاعات تصویر رو روش می نویسن و جلوی دوربین نگه می دارن.
- کالر بار Color Bar و Bar & Tone: همون صفحه ای که ستون های رنگی داره و واسه تست رنگ مانیتور استفاده می کنن. وقتی هم که با صدای سوت همراه باشه Bar&Tone واسه تست صدا هم به کار می ره.
- اسکوپ Scope : سیاهی بالا و پایین تصویر. اولین بار موقعی پیش می اومد که می خواستن یه فیلم سینمایی رو توی تلویزیون نشون بدن. چون همون طور که می دونید، پرده سینما خیلی عریض تر از صفحه تلویزیونه، چون می خواستن کل پرده رو توی تلویزیون نشون بدن پس بالا و پایین تصویر سیاه می شد. بعد از اون، توی کارهای تلویزیونی واسه قشنگی استفاده می شه.
- راش Rash : تصاویر فیلم برداری شده بدون تغییر و بدون کم و زیاد.
- راف کات Raff cut (بریدن اضافه ها): همیشه قسمتی از تصاویر راش، خراب و بلا استفاده است. قبل از مونتاژ، تصاویر مورد استفاده رو از راش در میارن و گلچین می کنن.
- تیتراژ: قسمت اول و آخر برنامه که به معرفی برنامه و عوامل ساخت می پردازه.
- پلاتو: صحبت های مجری برنامه.
- ووله: تصاویر مین برنامه که با موسیقی همراهه و معمولاً از 30 ثانیه بیشتر نمی شه.
- نریشن Narration : صدای گوینده که روی تصاویر پخش می شه و موضوع رو دنبال می کنه.
- اینسرت Insert : تصویر کوتاهی که رابط دو تا تصویر دیگه هست و یا قسمتی از خرابی تصویر اصلی رو می پوشونه.
- تایتل Title: هر نوشته ای که روی تصویر بیاد.
- ساب تایتل sub Title (زیرنویس): نوشته ای که فقط پایین تصویر نشون داده می شه.
- کات Cut (بریدن): چسبوندن دو تا تصویر بدون هیچ افکت اضافی.
- جامپ کات Jump Cut (پرش تصویری): کات نادرست یا پرش در تصویر.
- ترانزیشن Transition : هر افکتی که رابط دو تا تصویر کنار هم باشه.
- دیزالو Dissolve : ساده ترین و پرکاربردترین تروکاژ واسه چسبوندن دو تا تصویر که باعث می شه تصویر اول توی تصویر دوم محو
بشه.
- فید این Fade In: وقتی که تصویر کم کم از سیاهی بیرون بیاد بدون موشن. مثلاً دیزالو سیاهی به تصویر.
- فید اوت Fade Out: برعکس فید این. تصویر به آهستگی می ره توی سیاهی.
- وایپ Wipe: یکی از تروکاژهای مرسوم که بر اساس رنگ یه عکس سیاه و سفید (شیب رنگ)، تصویر اول رو حذف می کنه و
تصویر دوم رو نشون می ده.
- سوپر ایمپوس Super Impose: دو یا چند تا تصویر که به صورت محو، روی هم نشون داده می شه.
- موشن Motion: هر نوع حرکت فیلم یا عکس یا نوشته روی صفحه.
- کراپ Crop: بریدن از طول و عرض تصویر.
- رول Roll: حرکت (موشن) به صورت افقی.
- کراول Crawl: حرکت (موشن) به صورت عمودی.
- مانیتور Monitor: تصویر خروجی کار.
تدوین موازی Cross-cutting
قطع متناوب از یک صحنه به صحنه دیگر و نشان دادن تکه ای از یک واقعه و تکه ای از واقعه ای دیگر به صورتی که دو ماجرا به طور موازی و متناوب پیش برده شود. به عبارتی دو واقعه همزمان درحال روی دادن است
تصاویر روی هم Multiple-Exposure
یک نمای واحد که از چاپ و یا روی هم افتادن دویا چند تصویر مختلف تشکیل شده باشد. به طوریکه طرح هر یک از تصاویر (هرچندمحو) ازخلال سایر تصاویر پیدا باشد (مثل چهره ای بر زمینه یک ساختمان و روی این دو تصویر صفحه روزنامه ای). این تدبیر برای خلاصه و فشرده بیان کردن یک خبر و یا انتقال حس، حالت یا فضایی خاص به کار میرود.
به این نوع نما «سوپر ایمپوزیشن» supperimposition نیز گفته میشود
تصاویر کنارهم Multiple-Image
موقعی که در کادر یک «نمای» واحد دو یا چند تصویر مشابه یا مختلف درکنارهم ظاهر شوند. مثلاً در فیلمهای قدیمی گاهی در صحنه ای که دونفر به هم تلفن می کردند، هرکدام را در یک طرف کادر نشان می دادند که با خطی از وسط جدا شده بودند. به این تدبیر (پرده قسمت شده) split screen هم گفته میشود.
نرم افزارهای مختلفی جهت تدوین و میکس فیلم وجود دارد، و تقریبا در دسترس همگان می باشد. کارتهای میکس هم بامحصولات متنوع دربازار موجود می باشد.مابه ابزارمسلط شده ،و می توانیم به راحتی از همه امکانات موجود در نرم افزار استفاده کنیم .تا اینجا ما فقط یک اپراتور هستیم . بخش دیگر تدوین، زیبایی شناسی می با شد که مهمترین قسمت کار محسوب می شود. و آنجاست که هر اتفاقی ممکن است روی میز بیفتد. زیر کانه نگاه کردن به قصه ، طول پلان ،تم، ریتم، و.. می تواند کار را در جایگاه خوبی قرار دهد. از طرفی صدا که نیمی از سینماست می تواند نقش ارزنده ای در کار ایفا کند. چه بسا در راش، پلا ن هایی زیبا ، میزانسن عالی ، بازی خوب و.... در اختیار ماست، ولی صدا می لنگد . یا از ابزار و امکانات خوب استفاده نشده یا اینکه کوتاهی در کار صورت گرفته . صر فا ابزار خوب نمی تواند کار خوب ارائه دهد . باید این ابزار در دست خبره این کار باشد که نتیجه مطلوب و رضایت بخش باشد. ، تیتراژ چگونه شروع شود ، آیا لیدر نیاز است، موسیقی روی تیتراژ باشد، قصه چگونه به پایان برسد . همه اینها مسائلی است که باید در مغز متفکر تد وینگر وجود داشته باشد، تا بتواند از صد ها ساعت راشی که در اختیار دارد یک کار قابل قبول ارائه دهد. چسباندن چند اتفاق، کار ساده ای نیست . بیشتر کار روی میز انجام می شود و این کار خود مستلزم ، تجربه ، آگاهی، مطالعه و شهامت است . تدوینگر باید با قصه همراه شود و آن طوری که باید، پلان ها در کنار هم قرار دهد. عوامل مدت ها کار کردند، زحمت زیادی را متحمل شدند، و متریال زیادی مصرف شده و.. باید این همه رنج به شیرینی بزرگ تبدیل شود. همه ی کار های هنری سخت می باشد و تجربه زیادی را می طلبد. یک اپراتور در درجه اول باید شنونده خوبی باشد.، و سعی کند اصطلاحات مربوط به بخش تدوین را کاملا یاد بگیرد. شاید کسی که به عنوان تد وینگراست از ابزار شناخت نداشته باشد و فقط در حیطه کاری خودش صحبت کند . شما باید با توانایی کامل کارهای مر بو طه را انجام دهید. گوش دادن به موسیقی ، نگاه کردن فیلم ، تحقیق ، تکرارنمودن مطالب و مسائل مر بوط به اپراتوری خیلی مهم است، و نیاز اصلی کار علم کافی نسبت به آن است. دیزالو، فید این ، فید ات، اسلو، فست، سوپر این پوز، فیکس فریم، موشن، و....... هر کدام در جای مخصوص به خود دارای معنی و مفهوم می باشد. و کاملا باید نقطه برش ها و همه مسائل مورد تو جه قرا گیرد. امید است از این به بعد در تلوزیون شاهد آنچه باشیم که انجام آن ار لحاظ فنی و استاندارد دور از اندیشه نباشد.
مراحل تدوین فیلم
در تدوین سه مرحله وجود دارد:
۱-مرحله ی اسمبلی(Assembly):در این مرحله تدوین گر از روی فیلمنامه و یادداشت های گزارش صحنه برای ایجاد نظم بین نماها پلان ها را از پلان اول تا آخر به ترتیب شماره نما و صحنه و سکانس شماره بندی می کند. در این مرحله هیچ حذفی صورت نمی گیرد.
۲-مرحله ی راف کات:در هنگام فیلم برداری در ابتدا و انتهای یک پلان مقداری بیشتر از آنچه مورد نیاز است فیلم برداری می شود تا به هنگام تدوین مونتور بتواند هر لحظه را که مناسب دید برای بریدن انتخاب کند. این مرحله را در واقع اولین مرحله ی واقعی تدوین می دانند اما هنوز پلان ها پیوند نهایی و منطقی خود را به دست نیاورده است.
۳-مرحله ی فاین کات:در این مرحله مونتور تصمیم نهایی را درباره ی نقطه ی برش یا کات و لحظه ی پیوند آن دو با یکدیگر می گیرد. اینک پلان هایی که به هنگام ساختن فیلم به طور جداگانه و در زمان ها و مکان های مختلفی فیلم برداری شده اند از نظر موضوع جریان وقایع و زمان و مکان دارای تداوم می گردد.
شماره ی هر پلان و سکانس و برداشت آن بر روی کلاکت نوشته می شودو در هنگام فیلم برداری جلوی دوربین شماره ی هر پلان نمایش داده می شود و صدای تقه ی کلاکت هم برای تدوین صدا لازم است.
انواع برش
تدوین گر در مرحله ی آخر تدوین می تواند از برش های مختلف استفاده نماید:
مچ کات یا برش هماهنگ:اگر دو یا چند پلان یک حرکت را تصویر کند و انتهای پلان اول با ابتدای پلان دوم دارای فصل حرکتی مشترکی باشد به آن مچ کات گویند.مثل:(نمای اول)مرد ی پشت ماشینن نشسته و ماشین را خاموش میکند(نمای دوم)آن مرد در ماشین را باز کرده پیاده میشود. این دو نما دارای موضوع مشترکی هستند.
جامپ کات یا پرش ناگهانی:هنگامی که پلان دوم حرکت و موضوعی دارد که ادامه ی نمای اول نیست.(نمای اول)راننده داخل ماشین نشسته (نمای دوم)همان راننده جلوی ماشین قدم میزند. این نوع برش بیشتر برای ایجاد تنش به کار می رود.
برش اپتیکی: اولین ویژگی این نوع برش ها اتصال میان نماها است که در مونتاژ انجام می شود. و ویژگی دوم آن خلق تصاویری متنوع و ویژه است.
_فیداین یا ظهور تدریجی:هنگامی که تصویر از تاریکی به روشنایی باز می شود فیداین نام دارد. بیشتر در ابتدای یک سکانس دیده می شود.
_فیداوت یا محو تدریجی:تصویر از روشنایی به سیاهی منتهی می شود و محو می گردد. که بیشتر در انتهای یک سکانس استفاده می شود.
فیداین و فیداوت در القای گذشت زمان تاثیر به سزایی دارند.
در سینمای اولیه فید همان نقشی را داشت که پرده ی تئاتر دارد.امروزه فیدهای رنگی نیز استفاده می شود. در فیلم «مارنی» اثر هیچکاک فیدهای رنگی بیانگر حالت روحی شخصیت اصلی فیلم است. مهمچنین در فیلم «لیلا»ساخته ی داریوش مهرجویی از فیدهای رنگی به منظور نشان دادن احساسات مختلف لیلا استفاده شده است.گاهی فیدها پیش رفتن زمان را مشخص می کنند. در فیلم «من ترانه پانزده سال دارم» ساخته ی رسول صدر عاملی هر فید نشانی از گذشت زمان دارد.
دیزالو یا برهم نمایی:به معنی محو شدن تدریجی یک تصویر و جایگزین شدن و بر هم نمایی آن با تصویر دیگر است. دیزالو کاربرد و مفهوم های گوناگونی دارد:
1.پیوند مکانی:نمایش دو یا چند حادثه به طور همزمان در مکان های مختلف
2.مقایسه:نمایش شباهت ها و اختلاف های بین موضوع های متقابل
3.نشان دادن اندیشه:مانند نمای نزدیک از یک شخص که با تصویری از افکار و اندیشه هایش برهمایی می شود.
4.برای تاکید یا معرفی جزئیات(مثل جاده های روی نقشه)
5.تغییر حالت یا تقویت
نکته
یكی از اصول ابتدایی كه تدوینگر باید رعایت كند این است كه همواره خود را به جای تماشاگر بگذارد ؛ یعنی تماشاگر در هر لحضهی خاص به چه می اندیشد ؟ به كجا میخواهد دست یابد؟ شما میخواهید كه او به چه چیزی فكر كند؟تماشاگر نیاز دارد به چه چیزی فكر كند؟ و سر انجام این كه میخواهید تماشاگر چه احساسی داشته باشد؟..» والتر مرچ
افه های تصویری ، حالت هایی از تصویر هستند که به وسیله دوربین ، فیلم برداری می شوند و یا در اتاق تدوین ایجاد می شوند و فیلمساز از آنها برای انتقال مفهومی خاص به بیننده استفاده می کند.
در فیلم ها با دو مسئله مهم زمان و مکان رو به رو هستیم.
زمان ما برای یک فیلم سینمایی حداکثر سه یا چهار ساعت است ، در حالی که موضوع فیلم به گونه ای است که ممکن است دوره زمانی چندین سال را به نمایش بگذارد ، برای مثال داستان زندگی مردی از کودکی تا پیری اش یا ماجرایی که در طول یک سال از تابستان تا زمستان تداوم دارد. در این حالت نمی توان به یک باره از تصویر یک جوان به تصویر پیری او رفت و یا از یک تصویر که در آن زمین خشک ، چهره ها سوخته و ... به تصویری که در آن زمین پوشیده از برف است رفت. در این حالت باید تمهیدی اندیشید که این گذر زمان به خوبی به بیننده نشان داده شود. درباره تغییر مکان نیز به همین صورت است ، نمی توان به یک باره از چین به آمریکا رفت بدون اینکه تماشاگر را آگاه کرد. در این حالت ها آسان ترین روش آن است که نماها را به سادگی به یکدیگر پیوند بزنیم و با یک زیر نویس که زمان یا مکان را نشان می دهد مشکل را حل کنیم ، ولی این روش ممکن است چندان جذاب نباشد. در این حالت استفاده از تمهیدات دیگر یا افه های تصویری ممکن است مناسب تر باشد.
علاوه بر رفع مشکل زمان و مکان می توان از افه های تصویری برای نشان دادن هم زمان دو رویداد ، نشان دادن کنش و واکنش به طور هم زمان و ... استفاده کرد. در هر حال کارگردان ها ممکن است از افه های تصویری در موقعیت های مختلف استفاده کنند و یا اصلا استفاده نکنند و تمهیدی دیگر بیندیشند.
مهم ترین افه های تصویری
افه های تصویری محدود نیستند ولی مهم ترین آنها هشت مورد است که عبارت اند از :
فید -این .آشکار شدن تدریجی
روشی تدریجی برای شروع صحنه ، که در آن تصویر با تاریکی و یا سفیدی شروع می شود ، و به تدریج صحنه ظاهر شده و کاملا واضح می شود.
این تمهید را به ویژه در صحنه هایی که در آن ، شخصی که از هوش رفته در حال به هوش آمدن است ، دیده اید. همچنین گاهی از این تمهید برای شروع فیلم و یا شروع یک سکانس استفاده می کنند.
فید-اوت . محو تدریجی
روشی تدریجی برای پایان دادن به یک صحنه ، که در آن تصویر به تدریج در سیاهی یا سفیدی فرو می رود تا کاملا محو شود.
از این تمهید ، با محو در سیاهی برای نشان دادن گذشت زمان و با محو شدن در سفیدی برای نشان دادن از هوش رفتن یکی از شخصیت ها استفاده می شود. همچنین گاهی از این روش برای پایان فیلم و یا پایان یک سکانس نیز استفاده می شود.
فوندو
در این روش ابتدا تصویر به تدریج محو می شود تا کاملا ناپیدا شود و بلافاصله بعد از محو کامل ، به تدریج تصویر و صحنه دیگری آشکار می شود تا کاملا واضح شود. به عبارت دیگر فوندو یک فید - اوت و یک فید- این به دنبال هم است.
از این تمهید برای انتقال از یک صحنه به صحنه دیگر استفاده می شود.
-
دیزالو ، هم گذاری
روشی در انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر ، که در آن صحنه اول به تدریج محو می شود و صحنه دیگر جای آن را می گیرد. از این روش علاوه بر انتقال صحنه ، برای نشان دادن گذشت زمان ، تغییر چهره ، فلاش بک و فلاش فوروارد نیز استفاده می شود.
برای نشان دادن گذشت زمان. دیزالو سریع بین دو صحنه ، تضادی دراماتیک خلق می کند و برای نمایش گذشت زمان مناسب است. دیزالو کندتر ، تضادی ظریف تر ایجاد می کند و گذشت زمان را تدریجی تر نشان می دهد.
امروزه به نسبت دهه های پیشین کمتر از دیزالو استفاده می شود و فیلم سازان از روش های ظریف تری برای تغییر و انتقال صحنه استفاده می کنند.
سوپرایمپوز ، بر هم نمایی
سوپرایمپوز عبارت است از تداخل یا در هم رفتن دو تصویر بدون آنکه هیچ یک از آن دو در حال محو یا ظاهر شدن باشد.
از سوپرایموپوز برای به یاد آوردن خاطرات گذشته ، ماجراهایی که هم زمان در چند نقطه در حال وقوع است نمایش گذر زمان ، رخدادهای ماورای طبیعی چون حضور ارواح و ایجاد شباهت یا تضاد بین دو تصویر ، استفاده می شود.
وایپ ، روبش
انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر ، به این ترتیب که ، صحنه جدید به تدریج ظاهر می شود و با فشار یا روبش ، صحنه قبلی را بیرون می راند و چنین به نظر می رسد که خطی حد فاصل دو صحنه ، صحنه قدیمی را می روبد. این خط می تواند از حالت کانونی خارج باشد یعنی محو باشد یا کاملا روشن و شفاف باشد. همچنین روبش می توان افقی ( از چپ به راست یا از راست به چپ ) ، عمودی ( از بالا به پایین یا از پایین به بالا ) قطری ، مارپیچی و انواع مختلف دیگر باشد.
روبش در دهه های 1930 و 1940 محبوبیت زیادی داشت ، اما امروزه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد ، مگر آنکه فیلم ساز بخواهد حال و هوای آن دوران را زنده کند.
از وایپ برای نشان داده گذشت زمان و همچنین ارتباط دو صحنه از فیلم استفاده می شود.
گاهی وایپ به طور کامل انجام نمی شود و در اواسط حرکتش توقف نموده و ثابت می شود ، به طوری که ما دارای دو تصویر مختلف در کنار هم هستیم ، به این حالت وایپ ثابت گفته می شود و موارد استفاده آن ، تصویرهای دوگانه برای مثال نشان دادن هم زمان دو طرف یک مکالمه تلفنی است.
آیریس
در این حالت نقابی مدور به کار می آید و به آن حالتی شبیه عنبیه می دهد. علاوه بر نقاب های دایره ای ، ممکن است از نقاب های بیضوی ، مستطیلی و ... هم استفاده شود. دو نوع آیریس وجود دارد :
آیریس این ، ظهور عنبیه ای
حالتی که در آن تصویر عنبیه ای کوچکی ، در صفحه ایجاد می شود و به تدریج بزرگ می شود تا اینکه تصویر قبلی را پاک می کند و تمام کادر را پر می کند.
از این حالت در سکانس های سخنرانی ، ربط دو صحنه که از نظر زمانی فاصله چندانی از هم ندارند و خلق جلوه نمایشی یا کمیک بر روی شخصیت یا یک شیء و بعد بسط دادن تصویر به نحوی که معلوم شود شخصیت یا شیء مزبور در چه وضعیتی گیر افتاده است ، استفاده می شود.
آیریس اوت ، خروج عنبیه ای در این حالت تصویر به صورت عنبیه ای ، شروع به کوچک شدن می کند ، تا جایی که کاملا کوچک و محو می شود و تنها تصویر زیر آن دیده می شود.
از این حالت برای انتقال دو صحنه مرتبط یا جلب توجه تماشاگر به شخصیت یا یک شیء استفاده می شود.
آیریس به ویژه در دوره سینمای صامت بسیار استفاده می شد ، اما امروزه کاربرد چندانی ندارد
اصول تدوین
دستگاههای مونتاژ کامپیوتر غیر خطی امروزه قادرند هر افکتی که شما می توانید تصور کنید را اجرا کنند. به همین دلیل وسوسه کننده است که بخواهیم مخاطب خود را با تولیدات پر زرق و برق تحت تاثیر قرار دهید اما هر گاه در برنامه ای تکنیک توجه بیننده را بسوی خود جلب کند ( مخصوصا" در برنامه های داستانی) شما توجه را از پیام اصلی خود به سوی تکنیک منحرف کرده اید . حرفه ای ها یا شاید بهتر بگویم هنرمندان واقعی می دانند که تکنیک در یک برنامه وقتی خوب است که دیده نشود و وقتی اجرا می شود بیننده عادی متوجه نشود.اگر چه در آگهی ها و برنامه های تبلیغاتی و ویدئو موزیک ها در محدوده ای هستیم که تکنیک های تولیدی( مخصوصا" درمورد مونتاژ) بعنوان نوعی شادی بصری برای مسحور کردن مخاطب استفاده می شود . مثلا در تدوین ویدئویی شما قادر خواهیدبود تقریبا" هر افکتی با هر سلیقه ای را ایجاد نمایید.
اگرچه بنظر می رسد که اصول تدوین فیلم در آگهی های تجاری و موزیک ویدئو ها کم کم متحول می شوند اما برنامه های مهم مخصوصا" فیلمهای داستانی روند پیشین تدوینی خود را ادامه میدهند . بعنوان نمونه قصد دارم به آنها مراجعه کنم .ابتدا به برخی از اصول ابتدایی در تولیدات تک دوربینه و برنامه های داستانی فیلم اشاره کنم که در قسمت های بعدی خواهم گفت . برش یا کات در چه زمانی خوب عمل می کند که دلیلی برای آن وجود داشته باشد
برای برش یا انتقال از یک نما به نمای دیگر خطر از دست دادن توجه مخاطب وبه تبع آن دور شدن از داستان یا موضوع فیلم وجود دارد هنگامی که انتقال تصویری یا برش ا محتوای داستان مناسبت داشت باید این برش دیده نشود مثلا" اگر دریک صحنه دراماتیک شخصی به یک نقطه خیره شده می توانیم برای ایجاد انگیزه به چیزی که توجه هنرپیشه رابخ خود جلب کرده برش کنیم وقتی کسی حرفش را قطع می کند و دیگری شروع به حرف زدن می کند برای ایجاد انگیزه باید به شخص دوم کات کنیم . اگر صدای باز شدن دری را می شنویم یا اگر کسی خارج از نما حرفی می زند اغلب ما انتظار داریم نمایی ببینیم از این که آن شخص کیست .اگر کسی شی عجیبی را بر می دارد تا آن را وارسی نماید طبیعی است که یک نمای بسته ( اینسرت )از آن شی ارائه شود.
هر زمانی که ممکن بود به موضوعات دارای حرکت برش بزنیداگر در حرکت مجبور به برش کردن شدید آن حرکت توجه را از برش شما منحرف خواهد نمود و برش ( انتقال تصویری) را روان می کند و اگر پرش کوچکی هم در کات شما وجود داشته باشد کمتر جلب توجه می کند چون تماشاگران کاملا" جذب حرکت هستند. اگر مردی در حال بلند شدن از روی صندلی است می توانید نقطه میانی حرکت را برای کات انتخاب کنید در این صورت قسمتی از حرکت را در هر دو نما ی برش شده به هم می توان دید .نکته مهم اینکه در برش این دو نما حتما" زاویه دوربین 30 درجه تغییر کرده باشد
عکاسی
درس اول
دلایل متعددی برای به کارگیری یک دوربین عکاسی وجود دارد اولین و مهم ترین آنها ، مشاهده سریع کیفیت عکس های گرفته شده آگاهی از چگونگی کار و بررسی ضرورت تنظیم دستگاه ، تغییر شیوه و یا عکسبرداری مجدد است.
ساختمان اصلی دوربینهای عکاسی
مهمترین قسمتهای یک دوربین عکاسی عبارتند از:
۱- لنز
2- وسایل تنظیم که به دو بخش تنظیم نور و تنظیم فاصله تقسیم میشود.
3- منظره یاب
4- تعویض گر فیلم
5- اتاقک تاریک
6- کنتور شمارشگر فیلم
انواع لنزها:
لنز نُرمال معمولی ( Normal )
زاویه دید چشم انسان حدود 140 درجه میباشد اما تمام تصاویری که در زاویه چشم قرار میگیرند دارای وضوح کامل نیست ٬ لنز نرمال نیز زاویه دیدی شبیه به چشم انسان دارد به همین دلیل لنز معمولی نیز گفته میشود.
لنز تله فوتو: ( Telephoto)
لنز تله از نظر شکل ظاهری طویل بوده و فاصلة کانونی بلندی دارد که دارای زاویه دید کوتاه میباشد و تنها برای عکسبرداری از فواصل دور مثل مناظر طبیعی و حیوانات وحشی کاربرد دارد و امکان عکسبرداری از فواصل نزدیک را ندارد.
لنز واید انگل ( Wide angle )
لنز واید از نظر شکل ظاهر از لنز نُرمال کوتاهتر بوده و دارای فاصله کانونی کمی میباشد بنابراین دارای زاویه دید باز میباشد . این لنز در مکانهائی که امکان عقب رفتن عکاس برای قرار گرفتن تمام سوژه مورد نظر در نمایاب نباشد کاربرد شگرفی دارد و با استفاده از این لنز می توان فضای بیشتری را در عکس جای داد.
لنز زوم :Zoom
این لنز دارای فاصله کانونی متغیر میباشد پس زاویه دید متغیر دارد برخی از لنزهای زوم با زاویه دید 180-40 که فاصله کانونی آن از 40 میلیمتر درحالت زاویه باز تا 180 میلیمتر در حالت تله فوتو میباشد کاربرد ویژهای دارد به همین لحاظ در بین عکاسان مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است.
جدای این تقسیمبندی لنزهای دیگری نیز هستند که کاربرد تخصصی دارند مانند لنز ماکرو که برای عکسبرداری از اجسام بسیار کوچک کابرد دارد با یک لنز نُرمال معمولاً تا فاصله 50 سانتیمتر امکان نزدیک شدن به سوژه میباشد. لنزی دیگر با عنوان لنز وجود دارد که زاویه دید بسیار وسیع دارد برخی از این لنزها مقداری از فضای پشت دوربین هم در کادر تصویر قرار میدهند .
تنظیم نور:
شاتر:زمان نور دهی
دیافراگم: شدت نور را کنترل می کند نور سنج متعادل این دو عامل را که منجر به رسیدن نور کافی به فیلم می شود محاسبه می کند
هنگامی که دیافراگم باز است شدت نور افزایش می یابد پس باید سرعت شاتر، زیاد انتخاب شود موقعی که دیافراگم بسته می شود نور کاهش یافته است پس باید از سرعتهای کم شاتر استفاده شود.
تعادل میان شاتر و دیافراگم نوردهی صحیح به فیلم را شکل می دهد. وسیله ای که دستورالعمل لازم را برای ایجاد تعادل بین سرعت شاتر و دهانه دیافراگم صادر می کند «نورسنج» است.
ودر نهایت
برای گرفتن عکس دقیق و درست ، باید مقدار مشخص و درستی نور به گیرنده نوری برسد. مقدار نور لازم، یا از طریق دوربین و یا به طور دستی تنظیم می شود که در این حالت شما خودتان اندازه شاتر و دیافراگم را تنظیم می کنید. خیلی از دوربینها این امکان را به شما می دهند که نورسنجی را خودتان انجام دهید.
منظره یاب:
عکاس از آن موضوع را نگاه کرده تصویر را تنظیم و کادربندی می کند
نتیجه بحث
دوربین عکاسی از یک اتاقک تاریک تشکیل شده است که بر جداره های آن یک عدسی محدب با فاصله کانونی ثابت قرار دارد.در جدار مقابل این عدسی فیلم و بین فیلم وعدسی دیافراگم وجود دارد.علاوه بر این دوربین به دستگاه تنظیم فاصله ٬شاتر.نورسنجو منظره یاب مجهز است.در هنگام عکاسی عدسی را جلو وعقب می بریم تا آنکه در منظره یاب تصویر واضحی از جسم مورد نظر دیده شود.در این حالت تصویری حقیقی ومعکوس میتواند روی فیلم تشکیل شود که با فشار دکمه دیاگرافم باز میشود ونور در مدت مشخص به فیلم میرسد وتصویر جسم را روی آن بوجود می آورد.قابل ذکر است که در دوربینهای جدید دیجیتالی دیگر چیزی به نام فیلم وجود ندارد٬دوربین دیجیتال اطلاعات تصویر را بصورت ارقام عددی در نوعی ازحافظه کامپیوتری ذخیره مینماید
درس دوم
عوامل مؤثر در استفاده از سرعت شاتر برای بازنمایی حركت
ادامه مطلب
خبرهای تولیدات
پخش وضعیت قرمز از سیمای مركز كرمانشاه

سالهای دفاع مقدس یادآور حماسه سازی ملت شجاع و قهرمان ایران اسلامی است ٬هر سال در ایام دفاع مقدس تلویزیون بنا بر رسالت خویش و در جهت انتقال ارزشهای دفاع مقدس به نسل جدید اهتمام خاصی را از خود نشان می دهد ٬امسال نیز سیمای مركز كرمانشاه با پخش تصاویری از سالهای دفاع مقدس در برنامه های مختلف نشان داد به این مهم توجه خاصی دارد و در این میان مجموعه وضعیت قرمز كه یكی از تولیدات ماندگار مركز كرمانشاه می باشد نمود بهتری داشت و استقبال مردم از این مجموعه علیرغم اینكه چندین بار نیز از پخش آن می گذرد قابل توجه بود ٬این اثر ارزشمند و تاریخی كه حكایت روزهای بمباران را در استان و خصوصا شهر كرمانشاه روایت می كند به كارگردانی سید سعید قاسمی و تهیه كننده گی غلامحسین محبی و تصویر برداری مسعود پوردانا تولید شده است .
از کرمانشاه تا کربلا با مهر دل

کربلا همواره برای ما یاد آور حماسه دلاور مردی امام حسین (ع) و یارانش در سرزمین کربلاست و اکنون که کربلا بعنوان بارگاه ملکوتی آن بزرگوار محل زیارت زوار دلسوخته ان حضرت است شایسته نیست که شکل و شمایلی نامناسب داشته باشد ٬ محمد رحیم گلبداغی ضمن بیان مطلب بالا افزود :بر همین اساس موسسه مالی و اعتباری مهر استان کرمانشاه با همکاری ستاد عتبات عالیات در جهت ساخت یکی از دربهای حرم مطهرآقا امام حسین (ع) اقدام نموده است ٬ هزینه درب باب الرس توسط موسسه مالی و اعتباری مهر استان کرمانشاه تامین و درب مذکور بهمراه دربهای دیگر در اصفهان در حال ساخت می باشد . وی در ادامه افزود همچنین از روند ساخت این دربها تا نصب در حرم مطهر مستندی با عنوان مهر دل با همکاری موسسه سینمایی فیلمسازان گروه هفت تهیه و تولید میشود ٬ دراین اثر که توسط سید سعید قاسمی کارگردانی میشود لیلا مرادی بعنوان راوی اول ٬ حجت قاسمی تصویر بردار ٬ مسعود قاسمی صدا بردار ٬ حضور دارند . مدیریت تولید این مستند بعهده محمد رحیم گلبداغی می باشد .
فیلم داستانی شیدا در مرحله پیش تولید
فیلم داستانی شیدا که سرنوشت دختری به همین نام را حکایت می کند در نیروی انتظامی استان کرمانشاه تهیه و تولید میشود ٬ سید سعید قاسمی که نویسندگی و کارگردانی شیدا را بعهده دارد در این باره گفت : شیدا قصه سر گشتگی بخشی از دختران و مسائل مبتلا به آنان را در ساختاری متفاوت و تاثیر گذار بیان میدارد ٬ این اثر قصد دارد با نتیجه گیری در پایان فیلم دختران را با خطراتی که آنان را تهدید می نماید آشنا نموده و از بروز موارد مشابه در فیلم جلوگیری نماید ٬ نازنین هنر خواه به عنوان نقش اصلی در این فیلم بازی خواهد کرد ٬ این فیلم که در مرحله انتخاب بازیگر و پیش تولید است به زودی وارد مرحله تصویر برداری خواهد شد دیگر عوامل ٬ مدیر تولید: پشوتن دستیار کارگردان : محمد حسین قاسمی تصویر بردار : حجت قاسمی صدا بردار : مهرداد بنکداری دستیار تصویر : مسعود قاسمی
تعالی سازمانی در موسسه مالی و اعتبار مهر استان کرمانشاه
تعالی سازمانی عنوان مستندی گزارشی است که در موسسه سینمایی فیلمسازان هفت و به سفارش موسسه مالی و اعتباری مهر استان کرمانشاه تهیه میگردد٬ ولی خرمی مدیر کانون تعالی سازمانی موسسه مالی و اعتباری مهر استانهای کرمانشاه ٬ لرستان ٬ اسلام ٬ خوزستان ٬ آذر بایجان غربی و شرقی ٬ کردستان در این خصوص بیان داشت : با توجه به ضرورت آموزش پرسنل در زمینه مشتری مداری ٬ مفاهیم نوین مدیریت کیفیف و همچنین آموزش شیوه های نوین بانکداری مستند تعالی سازمانی تهیه میشود ٬ ایشان در ادامه با اشاره به این موضوع که برای اولین بار است در این خصوص فیلم تهیه میشود افزود: همچنین در این مستند تجریبات مفید موسسه مالی اعتباری مهر استان کرمانشاه که یکی از استانهای برتر در زمینه تعالی سازمانی می باشد به تصویر کشیده میشود ٬کارگردانی این اثر به عهده سید سعید قاسمی می باشد و حجت قاسمی نیز تصویر برداری آنرا به عهده دارد این مستند هم اکنون در مرحله مونتاژ قرار دارد .
فرایند رژه حماسی بسیجیان ساخته میشود

رژه حماسی عنوان مستندی است که به تهیه کننده گی معاونت تربیت و آموزش بسیجیان نیروی مقاومت بسیج در موسسه سینمایی فیلمسازان گروه هفت در دست تهیه است ٬ این مستند فرایند رژه حماسی که به عنوان رژه مصوب بسیج است را از ابتدا تا انتها به تصویر می کشد به گفته سعید قاسمی که تحقیق و کارگردانی این اثر را به عهده دارد از نظرات کارشناسان در این مستند استفاده می گردد ٬ فرماندهی نیرو حاج آقا تائب ٬ جانشین نیرو سردار همدانی وجانشین تربیت و آموزش بسیجیان آموزش سرهنگ موسوی از جمله کسانی هستند که در این مستند در مقابل دوربین حجت قاسمی که تصویر برداری را بهعده دارد قرار می گیرند ازدیگر عوامل این مستند می توان به عباسی مدیر تولید ٬ صادقی به عنوان مدیر مالی ٬ اوحدی و فلاح به عنوان هماهنگ کننده و مهرداد بنکداری به عنوان صدا بردار ٬ مسعود قاسمی دستیار تصویر اشاره کرد .
تلاش پنهان و فعالیت های شرکت لوله و مخابرات نفت منطقه غرب به پخش رسید
مستند تلاش پنهان که حاصل تلاش روابط عمومی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه غرب است برای پخش از سیمای جمهوری اسلامی ایران آماده شد ٬ این مستند که گزارشی است از تلاش و عملکرد کارکنان زحمت کش شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت منطقه غرب توسط سید سعید قاسمی کارردانی شده است ٬ همچنین در این مستند منصور ملایری بعنوان کارشناس و حجت قاسمی بعنوان تصویر بردار حضور دارند
تبلیغات






