تبلیغات
آموزش تصویربرداری حرفه ای
قالب وبلاگ
آموزش تصویربرداری حرفه ای
آموزش سینما و تلویزیون برای علاقمندان  
نویسندگان

درس اول

دلایل متعددی برای به کارگیری یک دوربین عکاسی  وجود دارد  اولین و مهم ترین آنها ، مشاهده سریع کیفیت عکس های گرفته شده  آگاهی از چگونگی کار و بررسی ضرورت تنظیم دستگاه ، تغییر شیوه و یا عکسبرداری مجدد است.


ساختمان اصلی دوربینهای عکاسی

مهمترین قسمتهای یک دوربین عکاسی عبارتند از:

۱- لنز

2- وسایل تنظیم که به دو بخش تنظیم نور و تنظیم فاصله تقسیم میشود.

3- منظره یاب

 4- تعویض گر فیلم 

5- اتاقک تاریک

 6- کنتور شمارشگر فیلم                                       

 

 انواع لنزها:

 


 

 

 

 

 

 

لنز نُرمال معمولی ( Normal )
زاویه دید چشم انسان حدود 140 درجه می‌باشد اما تمام تصاویری که در زاویه چشم قرار می‌گیرند دارای وضوح کامل نیست ٬ لنز نرمال نیز زاویه دیدی شبیه به چشم انسان دارد به همین دلیل لنز معمولی نیز گفته می‌شود.

لنز تله فوتو: ( Telephoto)
لنز تله از نظر شکل ظاهری طویل بوده و فاصلة کانونی بلندی دارد که دارای زاویه دید کوتاه می‌باشد و تنها برای عکسبرداری از فواصل دور مثل مناظر طبیعی و حیوانات وحشی کاربرد دارد و امکان عکسبرداری از فواصل نزدیک را ندارد.

لنز واید انگل ( Wide angle )
لنز واید از نظر شکل ظاهر از لنز نُرمال کوتاهتر بوده و دارای فاصله کانونی کمی می‌باشد بنابراین دارای زاویه دید باز می‌باشد . این لنز در مکان‌هائی که امکان عقب رفتن عکاس برای قرار گرفتن تمام سوژه مورد نظر در نمایاب نباشد کاربرد شگرفی دارد و با استفاده از این لنز می توان فضای بیشتری را در عکس جای داد.

لنز زوم :Zoom
این لنز دارای فاصله کانونی متغیر می‌باشد پس زاویه دید متغیر دارد برخی از لنزهای زوم با زاویه دید 180-40 که فاصله کانونی آن از 40 میلیمتر درحالت زاویه باز تا 180 میلیمتر در حالت تله فوتو می‌باشد کاربرد ویژه‌ای دارد به همین لحاظ در بین عکاسان مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است.                                  

جدای این تقسیم‌بندی لنزهای دیگری نیز هستند که کاربرد تخصصی دارند مانند لنز ماکرو که برای عکسبرداری از اجسام بسیار کوچک کابرد دارد با یک لنز نُرمال معمولاً تا فاصله 50 سانتیمتر امکان نزدیک شدن به سوژه می‌باشد. لنزی دیگر با عنوان لنز وجود دارد که زاویه دید بسیار وسیع دارد برخی از این لنزها مقداری از فضای پشت دوربین هم در کادر تصویر قرار می‌دهند .

تنظیم نور:

  شاتر:‌زمان نور دهی

  دیافراگم: شدت نور را کنترل می کند نور سنج متعادل این دو عامل را که منجر به رسیدن نور کافی به فیلم می شود محاسبه می کند

هنگامی که دیافراگم باز است شدت نور افزایش می یابد پس باید سرعت شاتر، زیاد انتخاب شود موقعی که دیافراگم بسته می شود نور کاهش یافته است پس باید از سرعتهای کم شاتر استفاده شود.

تعادل میان شاتر و دیافراگم نوردهی صحیح به فیلم را شکل می دهد. وسیله ای که دستورالعمل لازم را برای ایجاد تعادل بین سرعت شاتر و دهانه دیافراگم صادر می کند «نورسنج» است.

ودر نهایت

برای گرفتن عکس دقیق و درست ، باید مقدار مشخص و درستی نور به گیرنده نوری برسد. مقدار نور لازم، یا از طریق دوربین و یا به طور دستی تنظیم می شود که در این حالت شما خودتان اندازه شاتر و دیافراگم را تنظیم می کنید. خیلی از دوربینها این امکان را به شما می دهند که نورسنجی را خودتان انجام دهید.

 منظره یاب:

 عکاس از آن موضوع را نگاه کرده تصویر را تنظیم و کادربندی می کند

 نتیجه بحث

 دوربین عکاسی از یک اتاقک تاریک تشکیل شده است که بر جداره های آن یک عدسی محدب با فاصله کانونی ثابت قرار دارد.در جدار مقابل این عدسی فیلم و بین فیلم وعدسی دیافراگم وجود دارد.علاوه بر این دوربین به دستگاه تنظیم فاصله ٬شاتر.نورسنجو منظره یاب مجهز است.

در هنگام عکاسی عدسی را جلو وعقب می بریم تا آنکه در منظره یاب تصویر واضحی از جسم مورد نظر دیده شود.در این حالت تصویری حقیقی ومعکوس میتواند روی فیلم تشکیل شود که با فشار دکمه دیاگرافم باز میشود ونور در مدت مشخص به فیلم میرسد وتصویر جسم را روی آن بوجود می آورد.قابل ذکر است که در دوربینهای جدید دیجیتالی دیگر چیزی به نام فیلم وجود ندارد٬دوربین دیجیتال اطلاعات تصویر را بصورت ارقام عددی در نوعی ازحافظه کامپیوتری ذخیره مینماید



 درس دوم

عوامل مؤثر در استفاده از سرعت شاتر برای بازنمایی حركت

الف) جهت حركت عامل متحرك : هنگامی كه سمت حركت به موازات دوربین باشد برای ثابت كردن آن سرعتهای شاتر زیاد مورد نیاز است و اگر سمت حركت عامل متحرك عمود بر دوربین صورت بگیرد سرعت شاتر كمتری لازم است.
ب) فاصله كانونی لنزها: هنگامی كه از لنزهای «تله» استفاده می شود باید از سرعتهای بیشتری برای ثابت كردن حركات بهره گرفت و با لنزهای گشاد زاویه (واید) سرعتهای كمتری مورد نیاز است.
ج) فاصله دوربین تا موضوع : هنگامی كه فاصله دوربین تا موضوع كاهش می یابد لازم است از سرعتهای شاتر بالاتر استفاده گردد.
د – همسویی دوربین با موضوع متحرك : از دیگر شیوه ها در این زمینه همسویی دوربین با جهت حركت موضوع متحرك است.
پانینگ روشی است كه دوربین هم جهت با حركت موضوع بر حول محور بدن عكاس به حركت در می اید و در اثنای حركت، عكسبرداری انجام می شود. در تصویر نهایی موضوع متحرك از وضوح و جزییات بیشتری برخوردار است اما فضای زمینه كشیده و محو است.  


عوامل مؤثر بر عمق میدان وضوح در تصویر

  


علاوه بر دیافراگم ،‌فاصله دوربین تا موضوع و فاصله كانونی لنز دوربین بر عمق میدان وضوح تصویر تأثیر دارند.  

  فاصله دوربین تا موضوع

با كاهش فاصله دوربین و موضوع عمق میدان كاهش می یابد و اگر فاصله دوربین بیشتر از بی نهایت لنز باشد دیافراگم آن لنز بر عمق میدان وضوح بی تأثیر است.  



تأثیر فاصله كانونی لنزها بر عمق میدان وضوح

عمق میدان لنزهای تله، كمتر از نرمال و عمق میدان لنزهای واید بیش از لنزهای نرمال است. باید عكاس هنگام عكسبرداری از مقدار فضای نهایی تصویر آگاه باشد زیرا هنگام عكسبرداری در منظره یاب دوربین هیچ تصویری دیده نمی شود.  


 شیوه های اطلاع از عمق میدان وضوح هنگام عكسبرداری

1 – استفاده از دكمه عمق میدان
2 – جدول عمق میدان روی لنز
3 – جدول عمق میدان مندرج در دفترچه راهنمای لنز  

 دكمه عمق میدان

با بستن دیافراگم و كاهش شدت نور در منظره یاب تصویر تاریكتر می شود به این علت در محیطهای كم نور نمی توان از دكمه عمق میدان استفاده كرد.  


  جدول عمق میدان روی لنزها

 

 

بر روی حلقه واضح سازی اعداد دیافراگم، به صورت قرینه حك شده اند برای مطلع شدن از عمق میدان تصویر ابتدا موضوع را واضح می كنند. سپس به طریقه نور سنجی، دیافراگم مناسب محاسبه و انتخاب می شود. عدد دیافراگم انتخاب شده بر روی جدول عمق میدان یافته میشود و اعداد متراژ مقابل این دو عدد، محدوده فضای واضح تصویر را مشخص می كنند.  


جدول عمق میان مندرج در دفترچه راهنمای لنز

در دفترچه راهنمای اغلب لنز ها جدول هایی درج می شود كه مقدار عمق میدان وضوح برای دیافراگمهای مختلف و با فواصل گوناگون معین شده است. ناواضحی،‌فضای پشت بعد و فاصله بین پلانهای تصویر را افزایش می دهد و چشم بیننده را بر روی عامل واضح متمركز می سازد.



درس سوم

اصول كادربندی

كادر، عامل محدود كننده عناصر تشكیل دهنده تصویر است. كادر اولین عاملی است كه بیننده با آن تماس پیدا می كند اما شكل كادر نیز در بیان تصویر مؤثر است. امروزه در عكاسی از كادرها مستطیل عمودی، افقی و مربع استفاده می شود.

انواع كادرها

1 – كادرهای مستطیل افقی: اگر نقطه ای را در داخل كادر مستطیل افقی در نظر بگیریم و حركتی برای آن تصور كنیم به نظر می رسد كه می تواند به سمت چپ یا راست حركت كند. این كادر با حالت عناصری كه در امتداد خط افق گسترده شده اند،‌متناسب است.

2 – كادر مستطیل عمودی: نقطه مورد نظر در این كارد، فقط می تواند به صورت

بر روی حلقه واضح سازی اعداد دیافراگم، به صورت قرینه حك شده اند برای مطلع شدن از عمق میدان تصویر ابتدا موضوع را واضح می كنند. سپس به طریقه نور سنجی، دیافراگم مناسب محاسبه و انتخاب می شود. عدد دیافراگم انتخاب شده بر روی جدول عمق میدان یافته میشود و اعداد متراژ مقابل این دو عدد، محدوده فضای واضح تصویر را مشخص می كنند.  


جدول عمق میان مندرج در دفترچه راهنمای لنز

در دفترچه راهنمای اغلب لنز ها جدول هایی درج می شود كه مقدار عمق میدان وضوح برای دیافراگمهای مختلف و با فواصل گوناگون معین شده است. ناواضحی،‌فضای پشت بعد و فاصله بین پلانهای تصویر را افزایش می دهد و چشم بیننده را بر روی عامل واضح متمركز می سازد.



  درس سوم

اصول كادربندی

كادر، عامل محدود كننده عناصر تشكیل دهنده تصویر است. كادر اولین عاملی است كه بیننده با آن تماس پیدا می كند اما شكل كادر نیز در بیان تصویر مؤثر است. امروزه در عكاسی از كادرها مستطیل عمودی، افقی و مربع استفاده می شود.

انواع كادرها

1 – كادرهای مستطیل افقی: اگر نقطه ای را در داخل كادر مستطیل افقی در نظر بگیریم و حركتی برای آن تصور كنیم به نظر می رسد كه می تواند به سمت چپ یا راست حركت كند. این كادر با حالت عناصری كه در امتداد خط افق گسترده شده اند،‌متناسب است.

عمودی حركت كند. كادر مستطیل عمودی، پویاتر از مستطیل افقی است . بنابراین موضوعها در آن پویاترو پر جنب جوش تر به نظر می رسد. این كادر با حالت موضوعهایی كه شكل كلی آنها عمودیت همخوانی بیشتری دارد.

 

 

3 – كادر مربع : به دلیل تساوی بین اضلاع این كادر، بیننده به تساوی به چهار ضلع و زاویه آن جلب می شود.

 

 

  عوامل تعیین كادر

1 – موضوع
2 – عوامل هدایت كننده چشم
موضوع: حالت كلی موضوع در انتخاب كادر مؤثر است. انتخاب كادر باید با حالت جاافتاده و پذیرفته شده طبیعی موضوع كه در نهایت براحتی مورد پذیرش چشم بیننده قرار می گیرد. متناسب باشد. هنگامی كه عوامل عمودی متعدد می شوند و در سطح افق گسترش می یابند كادر مستطیل افقی مناسبتر است.
عوامل هدایت كننده چشم : این عوامل، موجب تعیین كادر می شود از این نمونه می توان به جهت دید و یا سمت حركت موضوع ،‌خطها ، سطحها و تاریكی ها و روشنایی ها اشاره كرد.  

  زاویه دید را به سه دسته تقسیم می كنند

زاویه دید از روبرو: اگر دوربین در امتداد محور چشم عكاس و عمود بر خط افق باشد زاویه دید روبرو نامیده می شود در این زاویه دید، تحریف یا اغراق در تصویر به وجود نمی آید و موضوع حالت طبیعی خود را حفظ می كند. بیشتر در عكاسی چهره، به كار می رود.
زاویه دید از پایین: اگر دوربین هنگام عكاسی پایین تر از خط چشم موضوع قرارگیرد در ابعاد موضوع اغراق شده و با عظمت و پایداری بیشتری جلوه می كند اما اگر زاویه دید بسیار پایین باشد موضوع حالت مضحك و غول پیكر به خود می گیرد.
زاویه دید از بالا: اگر دوربین به هنگام عكاسی بالاتر از سطح دید موضوع قرار گیرد تصویر موضوع كوچكتر و حقیرتر به نظر می رسد.  

  تقسیمات درون كادرها

  


كادر دوربین 135 كه ابعاد آن 36×24 میلی متر است جزو كادرهای طلایی محسوب می شود.
كادرهای طلایی دارای تناسبات هندسی موزون هستند كه چشم بیننده آنها را خوشایندتر از تناسبات دیگری می پذیرد اگر طول و عرض این كادر را به وسیله خطوط فرضی به سه قسمت مساوی تقسیم كنیم خطوط ترسیم شده را «مقاطع طلایی» و نقاط ناشی از برخورد این خط ها را «نقاط طلایی» می نامند. زیبایی شناسان پس از آمازمایشهای متعدد متوجه شده اند كه چشم انسان در اولین برخورد با كادرهای طلایی به مقاطع و نقاط خاصی توجه می كند. سپس به بقیه فضای كادر می پردازد. این مناطق و نقاط همان نقطه ها و محل های طلایی هستند. در الفبای تركیب بندی (كمپوزیسیون) گفته می شود كه بهتر است عوامل مهم صحنه را بر روی خط ها و نقطه های طلایی قرار دهند.  

  فضای حاكم بر تصویر

در هر صحنه خواه ناخواه برخی عوامل و عناصر اهمیت بیشتری دارد و بعضی كمتر. مثلاٌ در صحنه ای از یك دشت كه آسمان صاف است و هر چه هست در سطح دشت توجه را جلب می كند اختصاص دادن نیمی از كادر تصویر به آسمان منطق نیست بلكه بهتر است مقدار كمی از آسمان و بقیه فضای تصویر را سطح دشت بپوشاند. در مراسم راه پیمایی عامل مهم صحنه مردم است و لزومی ندارد مثلاً فضای زیادی از آسمان در تصویر بگنجند.  

  خط افق در تصویر

وجود خط افق در تصویری از منظرهَ، باعث ایجاد عمق و بعد در آن می شود از طرف دیگر بر جذابیت صحنه نیز خواهد افزود. هنگامی كه فضای حاكم زمین است خط افقث طبعاً در بالای كادر قرار می گیرد. اگر خط افق در پایین كادر باشد سبكی و راحتی در تصویر القا می شود و نگاه بیننده توجه كمتری به پایین كادر می كند. واقع شدن خط افق در وسط كادر در صورتی است كه آسمان و زمین به یك نسبت ارزش مطرح شدن داشته باشند و عموماً سكون و آرامش زیاد را تداعی می كند به شرط آنكه عوامل شلوغ و پرتحرك در عكس قرار نگیرد.  

 برشهای نامناسب

در این شرایط راهی جز اصلاح كار به هنگام چاپ باقی نمی ماند هر چند كه این كار اشكالی ندارد اما خالی از اشكال هم نیست چرا كه باعث تقویت كم توجهی و بی دقتی در عكاس می شود اما وقتی عكاس با توجه به دقت كامل اجزای تصویر را كادربندی می كند حداقل از لحاظ قدرت سازماندهی تصویر، موفقتر است از طرف دیگر چاپ بخشی از نگاتیو،‌خواه ناخواه ازكیفیت تصویر می كاهد. برش دادن از محلهایی از تصویر انجام می گیرد كه لطمه ای به بیان و زیبایی تصویر نزند. برای عسكبرداری از انسان و حیوان بهتر است برش در مقاطع مفاصل انجام نگیرد.  

عمق و بعد در تصویر

تصویر سطحی دو بعدی است ولی برای جذابیت بیشتر آن لازم است كه درآن حجم و بعد صحنه نی زالقا شود علاوه بر تاریك روشن ، عوامل دیگر می توانند تداعی كننده حجم و بعد در تصویر باشند.  
1 – خطوط : یكی از عوامل القای بعد در تصویر، خطوط منحنی است اگر به موازات یك جاده، عكسی از آن تهیه شود عمق كمتری در تصویر حس می شود اما اگر زاویه دید طوری باشد كه جاده در تصویر مایل دیده شود بر حجم و بعد تصویر می افزاید. خطوطی كه كادر را كاملاً مستقیم و با زاویه 90 درجه قطع می كنند القای بعد بسیار كمتری دارند. خطوط پراكنده كه در نقطه ای از تصویر همدیگر را قطع می كنند. بیشترین بعد و فاصله را القا می كند مثل ریلهای راه آهن.
2 – اندازه اجسام: عناصر نزدیكتر ، بزرگتر و عناصر دورتر، كوچكتر دیده می شود،‌با استفاده از این خاصیت نیز، می توان بعد و فاصله را در تصویر ایجاد كرد. اگر عناصری كه از لحاظ حجم بزرگترند در پیش زمینه و به صورت واضح دیده شدند و عناصر دیگر در پس زمینه كوچكتر دیده شوند فاصله و بعد بهتر القا می شود. همچنین تا حدودی ناواضح بودن زمینه نیز می تواند در ذهن بیننده بعد و فاصله را القا كند. اگر به دوردستها نگاه كنید به نظر می رسد كه اجسام در فاصله های دورتر، خاكستری تر و اجسام نزدیكتر، دارای تیرگی و روشنایی ها و همچنین جزییات هستند.



درس چهارم

ترکیب بندی

راههای زیادی برای گرفتن عکس‌هایی شبیه به عکسی که عکاسان حرفه‌ای می گیرند وجود دارد. در هر صورت یک موضوع روی تمام عکسها تاثیر گذار است و آن ترکیب بندی یا بقول هنری‌ها کامپوزیسیون! است.  برای موفقیت و معنی دار بودن یک عکس، باید بدرستی ترکیب بندی شود. ممکن است سوژه در محل نامناسبی از کادر واقع شود و مورد توجه بیننده عکس قرار نگیرد و یا مفهوم مورد نظر عکاس اشتباه برداشت شود.

بدون اینکه بخواهیم وارد نکات ریز ترکیب بندی شویم، یک سری قوانین اولیه را که باید مورد توجه عکاس باشد مورد بررسی قرار میدهیم. هر چند همانطور که می‌دانید: "قانون برای شکسته شدن وضع شده است!!" ولی قبل از اینکه شکسته شوند باید از آنها اطلاع داشته باشیم!

در قرون گذشته، معماران کهن و نقاشان دوره رنسانس و بعدها در اواسط قرن 19 عکاسان تا به امروز، از یک شبکه ساده به عنوان قانون طلایی ترکیب بندی تصاویرشان استفاده نموده‌اند.
این قانون طلایی نسبت ایده‌آلی بین عرض و ارتفاع ایجاد می نماید. این خواص از میدان دید انسان بدست آمده و معمولا با تغییراتی جزیئی در مورد سایر زمینه‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثالهای از آن را می‌توان در مورد معماری، در شکل درها و پنجره‌ها، و در بیشتر موارد عادی نظیر قاب عکسها و ... ذکر نمود.

کم و بیش نسبت کادر مورد نظر 3/2 در 3/1 است که این نسبت را می توان در اندازه بیشتر کادر فیلمها و در نسبت اندازه عکسهای دیجیتال و قاب عکسها و ... مشاهد نمود.
د راین کادر قانون دیگری استفاده می‌شود: قانون یک سوم‌ها. از این قانون برای تعیین نقاط دقیقی که باید بخشهای مهم تصویر در آنجا قرار گیرد استفاده می‌شود. قاعده بعدی در مورد تعیین موقعیت افق و نسبت آسمان به زمین در عکس می‌باشد.


وقتی برای اولین بار به یک عکس نگاه می‌کنیم، معمولا نگاه بیننده به ندرت به ناحیه وسط تصویر متوجه می‌شود،از دید عکاسان، هدف کشاندن نگاه بیننده به سمت سوژه مورد نظر در عکس با توجه به دانستن عادت تماشای عکس در مردم است.



تمام این قوانین را می‌توان بطور آگاهانه دور زد، همانطور که بسیاری از هنرمندان معروف این کار را نموده اند، ولی این قوانین در ابتدای کار نقطه شروعی برای رسیدن به ترکیبی قابل قبول است.
د رمورد پرتره باید توجه ویژه ای نمود که سوژه به نقطه‌ای در نزدیکی لبه کادر خیره نشده باشد.

در این نقاشی مشهور به جهت خیره شدن مدل و فضای خالی ایجاد شده در نقاشی توجه نمایید. ضمنا ترکیب بندی قطری در این نقاشی قابل توجه می‌باشد.
با این وجود این روش ترکیب بندی محدودیتهایی هم دارد. هنگام استفاده از یک لنز زاویه باز (واید) باید دقت ویژه‌ای در کادر بندی و ترکیب بندی بکار رود ، زیرا این نوع لنز در خطوط مستقیم واقع در نزدیکی لبه‌های کادر تصویر انحنا ایجاد میکند. بخاطر همین در هنگام استفاده از این نوع لنز باید خط افق را بالاتر و در نزدیکی مرکز کادر قرار داد تا از منحنی شدن خط افق جلوگیری نمود.

در مورد خطوط افقی نیز هنگام عکاسی‌های معماری و مشابه آن باید توجه کافی مبذول داشت که خطوط مستقیم افقی در نزدیکی لبه کادر نباشند. ایجاد انحنا باعث ایجاد نمای غیر طبیعی در ساختمان و بر هم خوردن ترکیب بندی تصویر می شود. لنزهای زوم دوربین های دیجیتال بیشتر استعداد ایجاد این تغییر شکل‌ها را دارند، زیرا از عدسیهایی استفاده می کنند که رفع این خطا در آنها بسیار مشکل می‌باشد. بنابر این در حالی که سرعت عمل لازمه عکاسی است، نگاهی دقیق به عکسهای موفق گذشته که در خاطر مانده اند آشکار خواهد کرد که معمولا عکسهایی با ترکیب بندی مناسب بوده اند.
بنابر این ارزش دارد که قبل از فشردن دکمه شاتر کمی وقت صرف تفکر به سوژه مورد نظر نمایید. قدمی در اطراف سوژه بزنید تا بهترین زاویه را پیدا نموده و تعیین نمایید که چه اجزائی در چه مکانی از کادر باید باشند. تصویر نهایی را در ذهن تصور نمایید. با این کار شانس بهتری برای ارضای آن حس ویژه ای که شما را برای گرفتن یک عکس ققلقلک می دهد خواهید یافت.
عکسها همیشه خوب به نظر نمی‌آیند. اگر به عکسهایی که از آنها خوشتان می‌آید دقت نمایید خواهید دید که از لحاظ ترکیب بندی چیز زیادی برای گفتن دارند. منظور از ترکیب بندی نحوه استقرار اشیاء در کادر خالی عکس است
قانون یک سومها
اگر کادر عکس را بصورت ذهنی به سه بخش افقی و سه بخش عمودی تقسیم نمایید، جاهایی که خطها یکدیگر را قطع می‌کنند نقاط مورد توجه هستند. این نقاط بصورت طبیعی نقاطی هستند که چشمها هنگام مشاهده عکس اول به آنجا نگاه می‌کنند. به خاطر همین این نقاط توجه، بهترین محل برای قرار دادن سوژه اصلی عکسمان است.

البته این یک قانون حتمی و لازم نیست و سعی نکنید به هر قیمتی که شده سوژه را در این نقاط قرار دهید. چون قانون برای خدمت به ما وضع شده، نه برای ایجاد زحمت.

خطهای افقی بالایی و پایینی برای قرار دادن تقریبی سطح افق جای مناسبی هستند و بسته به اینکه دوست دارید آسمان یا زمین بیشتری در نمای عکس داشته باشید محل سطح افق روی خط بالا یا پایین تغییر می‌کند.
عکاسی از چهره
عکاسی از چهره یک چالش در عکاسی است و چیزی که می‌توان به اطمینان گفت اینست که هر چه نزدیکتر باشید بهتر است. کادر را کاملا ببندید و چیزهای غیر ضروری در کادر را حذف کنید. نشان دادن یک درخت که از میان سر سوژه سربرآورده چیز جالبی نیست. اکنون زمان اینست که از مد اولویت دیافراگم و بزرگترین عدد f که دوربینتان اجازه می دهد مثل F2.8 استفاده نمایید. عدد f بزرگ به معنی عمق میدان کمتر است و به این معنی است که تنها سوژه مورد نظر شما در فوکوس قرار دارد و بقیه اشیاء مات می‌شوند. برای عکاسی از چهره نشان دادن دقیق سوژه و مات کردن پس زمینه تکنیک مناسبی است. این کار با دروین‌های 35 mm بسادگی انجام می‌شود، ولی بخاطر فاصله کانونی کم دوربین‌های دیجیتال این کار کمی مشکل است. برای رفع این مشکل در صورتی که زوم اپتیکال دارید از زوم اپتیکی برای بستن کادر استفاده نمایید.
بعد از گرفتن عکس می‌توان از نرم افزارهای ویرایش تصویر برای مات کردن پس زمینه استفاده نمود. البته هنوز نرم‌افزاری که اینکار را بصورت کاملا واقعی انجام دهد وجود ندارد. بنابر این از این حقه با احتیاط استفاده نمایید.
اگر صورت سوژه در مقایسه با بقیه تصویر در سایه قرار دارد، ممکن است استفاده از فلاش اجباری برای روشن کردن صورت مناسب باشد. اگر از فلاش استفاده می‌نمایید برای جلوگیری از دیده شدن سایه سوژه روی زمینه، مطمئن شوید که سوژه زیادی به پس زمینه نزدیک نباشد (مثلا یک دیوار).
عکاسی از منظره
عکاسی از منظره از این لحاظ که شما می‌خواهید که تمام تصویر در فوکوس باشد در نقطه مقابل پرتره قرار دارد. برای دستیابی به این هدف باید از یک عدد f کوچکتر که باعث عمق میدان بیشتری می‌شود استفاده نمایید. (با دوربین‌های دیجیتال معمولی اغلب بخاطر فاصله کانونی کم لنزشان، حتی با عددهای f بزرگ عمق میدان مناسبی به دست می‌آید.) باید از قانون یک سوم برای گرفتن یک سوم زمین و دو سوم آسمان و یا برعکس استفاده نمایید. حتما باید تنظیم زاویه باز لنز را بکار ببرید. با اضافه نمودن یک جسم در جلوی عکس می‌توان احساس سه بعدی بودن عکس را تقویت نمود. اگر آب جاری در صحنه وجود دارد با پایین آوردن سرعت شاتر احساس حرکت در آب را می‌توان نشان داد. اگر منظره دریا را می‌گیرید، استفاده از یک فیلتر پولاریزه انعکاس اضافی را حذف نموده و شفافیت آب را نشان می‌دهد.
عکس پانوراما
پانوراما یک شیوه عکاسی جدید و هیجان انگیز است که با دوربین‌های دیجیتال رواج بیشتری یافته است. با قرار دادن دوربینتان روی سه پایه و اطیمنان از محکم شدن دوربین بصورتی که فقط به چپ و راست و نه بالا و پایین حرکت نماید کار را شروع نمایید. به لبه‌های کادر دقت نمایید و ناحیه روی هم افتادگی عکسهای بعدی را بخاطر داشته باشید. اشیایی را در محل اتصال دو عکس قرار دهید که روی هم افتادن عکس در آن نقطه کمتر پیدا باشد. سپس بدون حرکت دادن سه پایه به نقطه دیگر، دوربین را در یک جهت مثلا در جهت عقربه های ساعت بچرخانید و عکس دوم را با اطمینان از اینکه ناحیه‌ای از دو عکس روی هم افتادگی دارد بگیرید. چرخش دوربین و عکس گرفتن را تا زمانی که تمام موضوع مورد توجهتان را عکاسی نموده اید ادامه دهید. از نرم‌افزار همراه دوربینتان برای به هم چسباندن عکسها و ساختن عکس پانوراما استفاده نمایید. در صورتی که این کار را بخوبی و مهارت انجام دهید عکسهای بسیار زیبایی (بخصوص عکسهای دست جمعی و منظره) خواهید داشت. توجه نمایید که بهترین نتیجه در حالتی به دست می‌آید که محور چرخش سه پایه درست در زیر لنز واقع شده باشد. لازم به ذکر است که بعضی از دوربینها مثل کانون برای کمک به تشخیض نواحی روی هم افتادگی عکسها، بخشی از عکسهای قبلی را در کنار صفحه نمایش نشان داده و عکاس می تواند با تطبیق تصویر جدید با قبلی با دقت بسیار بالایی تصاویر را با هم تلفیق نماید.
چرا باید از اولویت دیافراگم برای عکسهای پانوراما استفاده نماییم؟ ساده است، با ثابت کردن دیافراگم، شما عمق میدان را نیز ثابت می‌نمایید در حالی که عکسهای مختلفی را می‌گیرید. در غیر این صورت، با تغییر عمق میدان تلفیق عکسهای مختلف با هم غیر ممکن خواهد شد.
چرا تنظیم دستی انتخاب می‌شود؟ اگر در هنگام عکاسی پانوراما تغییرات نوری زیادی در عکسهای مختلف صحنه‌اتان دارید، ممکن است به مشکل بخورید. اگر دوربین را در مد اولیت دیافراگم یا اتوماتیک قرار دهید، دوربین بطور پیوسته در حال تنظیم نور بوده و ممکن است عکسهایتان از لحاظ رنگی با یکدیگر هماهنگی رنگی نداشته باشند. مثلا ممکن است در هر عکس آسمان طیف پر رنگتر یا کم رنگتری از آبی را داشته باشد. بهترین کار در چنین شرایطی گرفتن یک عکس آزمایشی و تنظیم دستی نور دوربین است. سپس از همان تنظیم برای تمام عکسهایتان استفاده نمایید. اگر بعضی از عکسها ناحیه روشن و بعضی ناحیه تاریک شدیدی دارند، ممکن است بتوان با محدوده بندی نور در این نواحی مشکل را حل نمود: یک عکس با تنظیم های تعیین شده دستی بگیرید، سپس دو عکس دیگر با 3/1 گام بالاتر و 3/1 گام پایینتر بیندازید. سپس می‌توانید برای بهترین عکس محدوده بندی شده را برای تلفیق کردن انتخاب نمایید.
عکاسی ماکرو
عکاسی ماکرو بسیار جذاب است، هر چند بسیاری از عکاسان از آن لذت کافی نمی‌برند. چون برای گرفتن نتایج خوب، بیشتر دوربین‌های مبتدی امکانات کافی برای عکاسی ماکرو را ندارند. بیشتر عکسهای ماکرو که ما می‌گیریم هیچ شباهتی به عکسهایی که حرفه‌ایها می‌گیرند ندارد و تفاوت اصلی در نحوه نورپردازی است. بیشتر عکاسی‌های ماکروی حرفه‌ایها (حتی از حشرات) در استودیو و با نور کنترل شده انجام می‌شود. بعضی از دوربین‌ها را می‌توان با یک فلاش مخصوص فاصله نزدیک که بنام فلاش حلقه‌ای (Ring Flash) شناخته می‌شود مجهز نمود. این فلاش حلقه‌ای نوری مات را به اطراف سوژه می‌تاباند و اجازه می‌دهد که بدون داشتن سایه‌های تیز عکس دقیقی از جسم بگیرید . تا کنون دوربین‌های بسیار کمی که عمدتا ساخت نیکون و کانون بوده‌اند، این فلاش رینگی را داشته‌اند. اگر شما به عکاسی ماکرو علاقمندید و نمی‌دانید که چرا عکسهایتان اینقدر بد می‌شود، بدنبال دوربینی بگردید که فلاش حلقه‌ای داشته باشد. نکته دیگری که باید مد نظر قرار دهید این است که امکان دارد بخاطر شرایط محیطی (مثلا وزش باد شدید) نتوانید زمان عکسبرداری را برای داشتن دیافراگم کوچک و عمق میدان زیاد بالا ببرید، بنابر این استفاده از نوعی از نورپردازی، مثلا استفاده از یک مقوای سفید برای انعکاس نور می‌تواند به کوتاه کزدن زمان عکاسی کمک نماید.

مهارت در ترکیب بندی


• چگونه سوژه های مختلف را کادربندی کنیم.
• نکاتی که به عکس شما عمق میدهند .
• دانستن قوانین و مواقعی که آنها را می‌شکنید.


مهمترین عاملی که عکس شما را از یک عکس معمولی به یک عکس هنری تبدیل می‌کند، کادربندی است .
امروزه، دوربین‌های دیجیتال و نرم افزارهای ویرایشی ، کنترلهای پیشرفته‌ای روی نور و رنگ دارند . اما اگر موضوعات عکس با هم هماهنگ نباشد عکس های شما هیچگاه موفق نمی شوند . در این مقاله به شما نشان می‌دهیم که چگونه می‌توانید این کار را انجام دهید :


عکستان را وادار به آواز خواندن کنید

درست مانند یک موزیک‌دان که قطعات موسیقی را کنار یکدیگر می‌چیند و تصمیم می‌گیرد که کدام قطعات موسیقی باید با هم کار کنند، یک عکاس نیز باید با ضربات محکم و در جهت های گوناگون عکس های قوی بگیرد. زیرا دیدن یک صحنه از دید یک عکاس ، بسیار متفاوت از یک دید معمولی است.


"عکس های مربع شکل تحرک کمتری نسبت به مستطیل شکل دارند. و به درد مناظر آرام می‌خورند .
رنگهای نرم، خطوط افقی متعدد و نقطه کانونی کوچک یک عکس آرام و ساده به وجود آورده اند"

خطوط و اشکال
شما باید به چشمانتان دیدن خطوط و اشکال درون یک صفحه را بیاموزید . این ها قالب های بنیادی عکس شما هستند و هرکدام توانایی این را دارند که عکس شما را زیبا ساخته و پیام شما را برسانند .
مثلا خطوط افقی ، دقیقا مانند شخصی که در دوردست دراز کشیده است ، به عکس حس آرامش می دهند.
و خطوط عمودی ، مانند درختان و آسمان خراش ها، حس تحرک بیشتری به عکس می‌دهند. مخصوصا وقتی که عکس جهت تاکید در ارتفاع، با کادر پرتره گرفته شود.
از همه مهمتر، خط قطری است . این همان خطی است که نگاه بیننده را قطع می‌کند و آن را به سمت عکس می‌کشد. این خط می‌تواند عمق حرکت نگاه را بسازد و به یک صفحه مسطح زندگی بخشد .

خطوط افقی
این خطوط، آرام ترین خطوط تصویر هستند و به عکس آرامش می‌دهند .
اگر خط افق را در مرکز و آسمان و زمین را به مقدار مساوی در کادر قرار دهید، عکس بی روح و خسته کننده‌ای به وجود می آید. اما این تمرین خوبی است که مهمترین عنصر عکس را بیابیم و خط افق را به گونه‌ای قرار دهیم تا بیشترین تاکید را روی آن عنصر داشته باشد . مثلا برای عکس گرفتن از یک غروب زیبا ، که پر از نورها و ابرهای خیره‌کننده است ، کافیست یک سوژه جالب را به صورت ضد نور در پایین کادر جا داده ، آنگاه خطوط افقی ( مانند خط یک موج شکن ) را به گونه ای قرار دهیم تا به عکس ریتم دهد. همین خطوط افقی می‌توانند سوژه یک عکس دیگر نیز باشند.

خطوط عمودی
این خطوط، خطوطی قوی و پر تحرک هستند که با ترکیب آنها با خطوط افقی می‌توانیم به نتایج جالبی برسیم. وقتی که به خطوط عمودی فکر می‌کنیم ، ناخودآگاه به یاد درختان ، ساختمان ها و مردم می افتیم . اگر بخواهیم روی ارتفاع و عظمت آنها تاکید کنیم ، بهتر است که از کادر عمودی استفاده کرده و یا با انتخاب یک کادر افقی ، قسمت بالا و پایین خطوط عمودی را از کادر خارج کنیم .

خطوط قطری
این خطوط جالب ترین و مهیج ترین خطوط کادر هستند و می توانند نگاه را به سرعت به محل سوژه درعکس حرکت دهند تا بیننده توجه زیادی به سوژه داشته باشد.
از دونیم کردن تصویر ، با عبور یک خط قطری از میان آن بپرهیزید، چون عکس تحرک خود را از دست میدهد . بهتر است بدون محدود کردن کادر عکس، یک خط قطری داشته باشیم که از کنار یک گوشه رد شود و به کنار گوشه دیگر عکس برسد.

 

"خطوط قائم ستون ها با منحنی بالای آن برخورد کرده و یک عکس قوی به وجود آورده است. دقت کنید که خط منحنی ، دقیقا از گوشه های عکس آغاز نشده و عکس را به دو نیمه تقسیم نکرده است"

اشکال
برای سرزنده بودن بیشتر اشکال، از خطوط قطری استفاده کنید. یک مثلث، میتواند قالب جالبی برای عکس شما باشد. همچنین سه ضلع مثلث، یک عدد فرد به واژگان عکس شما اضافه می کند.

به جای استفاده از اشکال مثلث شکل، می‌توانید با ترکیب کردن خطوط، یک مثلث بسازید. چهاروجهی ها مانند مربع و مستطیل، چون چهار گوشه کادر را عینا تکرار می‌کنند و هیچ تضادی وجود ندارد، کادر جالبی بوجود نمی‌آورند، هرچند که می‌توان با ترکیب آنها با خطوط قطری و یا مثلث ها، تصاویر جالبی به دست آورد .
همچنین با ترکیب کردن دوایر یا خطوط منحنی با خطوط صاف، می‌توان قدرت زیادی به عکس داد .

"در اینجا خط قطری، ما را از نقطه کانونی ( نزدیکترین آسیاب بادی ) به داخل عکس هدایت میکند تا دیگرآسیاب ها را نیز ببینیم"

قانون یک سوم ها

با اینکه گاهی اوقات نیاز است که سوژه در مرکز کادر قرار گیرد ، اما می‌توان با قرار ندادن سوژه در مرکز، چشم بیننده را اطراف عکس چرخاند و عکسی با تعادل بیشتر و قدرت بیشتر ایجاد کرد.
وقتی سوژه‌ای را در مرکز تصویر قرار می‌دهیم، چشم در مرکز تصویر نگه داشته می شود و عکس به نظر تخت می‌رسد. این کار دقیقا همان تکنیکی است که باید به کار برید تا یک تصویر انتزاعی بسازید و یا یک صحنه واقعی را معرفی کنید. اما می توانید به کادر بندی خود با انتقال زیرکانه نقطه کانونی، قدرت ببخشید .
یکی از پرکاربرد ترین قوانین برای جهت دادن به نگاه بیننده، قانون یک سوم هاست که قرن ها پیش توسط نقاش‌ها ابداع شده است و شما مطمئنا راجع به این قانون چیزهایی شنیده‌اید. فرض کنید عکس شما توسط دو خط عمودی و دو خط افقی به 9 قطعه مساوی تقسیم شده است، با قرار دادن سوژه یا نقطه کلیدی عکس در نزدیکی نقاط برخورد این خطوط ( نقاط طلایی)، نگاه بیننده به سمت عکس هدایت شده و تصویر متعادل تری ایجاد می‌شود و شما تعجب می‌کنید که چگونه موضوع های کوچک در صحنه های بزرگ غالب خواهند بود .

"قرار دادن تپه ای که در حال آفتاب گرفتن است روی یکی از نقاط طلایی به این عکس نظم داده است.
ما دقیقا میدانیم که کجا را باید نگاه کنیم زیرا تمام عناصر عکس ما را به آنجا هدایت میکنند ."

قوانین را بشکنید

هر عکسی نباید از قانون یک سوم ها تبعیت کند، زیرا درین صورت شما خلاقیت خود را از دست داده‌اید.
گاهی لازم است که سوژه را در مرکز تصویر قرار ندهید تا نگاه در اطراف کادر حرکت کند. اما گاهی نیز، احتیاج است که سوژه را در مرکز کادر نگه دارید تا چشم بیننده در مرکز تصویر نگه داشته شود.
فرض کنید که شما به سفری سیاحتی رفته‌اید و ناگهان یک شیر به سمت شما می‌آید، با قرار دادن شیر در مرکز تصویر ( به دلیل اینکه از نقطه فکوس مرکزی استفاده کرده اید ) تمام تحرک عکس را گرفته اید. اما اگر شیر مستقیما به سمت شما نگاه می کند، قرار دادن شیر در مرکز تصویر میتواند زیبا باشد.

"اگر چه در این تصویر سنگهای پیش زمینه حکمفرمایی میکنند، اما قرار دادن هوشمندانه و دقیق ساختمان در نقطه طلایی و صبر کردن برای ایجاد نور مناسب در محیط ، یک عکس زیبا و عالی به وجود آورده است."


"اگرچه سوژه در مرکز این تصویر قرار دارد، اما حالت سوژه به یک سمت فریم متمایل شده است. اشکال و خطوط جالب روی لباس چشم را به سمت کادر حرکت میدهد."

کلوز آپ ها

قانون یک سوم ها برای هر موضوعی می تواند صادق باشد و محدود به مناظر طبیعی نیست و میتوان از آنها برای گلها ، چهره ها و تصاویر ماکرو نیز استفاده کرد .

"باوجودی که عکس گل ، قانون یک سوم ها را رعایت نکرده است، اما با قرار دادن سوژه در مرکز عکس، یک تصویر متعادل به وجود آمده است . نشانه های قرمز رنگ، چشم را به سمت نقطه کانونی هدایت میکنند."

ازخطوط استفاده کنید

خطوط ، نورها و الگو ها ابزاری هستند که چشم بیننده را به جایی که عکاس می‌خواهد هدایت میکنند پس استفاده از آنها را برای افزایش قدرت عکس بیاموزید .
خطوط قطری در این گونه موارد بیشتر کمک می‌کنند، مخصوصا وقتی که یک خط کوتاه در یک تصویر با یک خط بلند در جهت دیگر تصویر برخورد نماید. به علاوه اینکه خطوطی که نگاه را به سمت سوژه اصلی عکس می‌کشاند ، عکس را نیز از حالت سکون خارج می سازند .
به هنگام غروب ویا صبح زود میتوانید ببینید که مناظر طبیعی چگونه استعدادهای خود را به عنوان یک سوژه بروز می‌دهند. یک تپه در نور گرم و روشن که در خارج مرکز تصویر در برابر یک پس زمینه سرد و پر سایه قرار دارد، نگاه را شیفته خود میکند.

"عکاس با قرار ندادن تابلوی راهنمایی در مرکز تصویر و استفاده از خطوط قطری پله ها جهت هدایت کردن نگاه به سمت نقطه کانونی، تاکید ویژه ای روی محل تونل کرده است."

"پیش زمینه به اندازه کافی برای پر به نظر رسیدن عکس وجود دارد اما نه به اندازه ای که توجه را از اصلی ترین و روشن ترین قسمت سوژه منحرف کند.
با قرار ندادن قسمت پرنور در مرکز عکس، نگاه به راحتی در عکس حرکت می‌کند و دوباره به همان نقطه برمی‌گردد . نقطه نورانی بالا سمت راست، بیشترین قدرت عکس را دارد و نگاه طبیعتا به آنجا برمی گردد."

نقطه کانونی
قبل از اینکه دکمه شاتر را فشار دهید، فکر کنید که آیا مرکز توجه عکس را به خوبی مشخص کرده اید؟
یکی از مشکلاتی که به وفور در کار عکاس ها دیده‌ایم، پس زمینه هایی ست که از قدرت سوژه اصلی می‌کاهد .
وجود رنگ، نور و یا شکلهای منحرف کننده در یک پس زمینه شلوغ و انتخاب یک دیافراگم اشتباه، توجه بیننده را از سوژه اصلی بر می‌گرداند. مسلما خیلی بهتر است که ایرادات عکس را در هنگام عکاسی برطرف کنیم تا بعدا در پردازش های بعدی.

"به این عکس نگاه کنید ، چه چیزی توجه شما را بر میگرداند؟ همه چیز وزن یکسانی دارد و خرس از جای بدی کراپ شده است. خط قطری ایجاد شده توسط ساختمان نیز به هیچ جایی هدایت نمی شود."

ساده گزینی کنید
با اضافه کردن عناصر ترکیبی زیاد در عکس گول نخورید. بلکه از خودتان بپرسید که مهمترین المان در جلوی شما چیست ، همان چیزی که شما را وادار میکند تا دوربین را جلوی چشمتان بگذارید و آنگاه ترتیبی دهید تا المان های دیگر به سوژه اصلی کمک کنند.
حتما لازم نیست که سوژه بزرگترین المان تصویر باشد، بلکه میتوانید سوژه را کوچکتر کرده اما از یک عمق میدان کمتر استفاده کنید تا عناصر اضافی عکس تار شوند.
برای اینکه سوژه در مرکز توجه قرار گیرد راه‌های دیگری نیز علاوه بر انتخاب دیافراگم باز وجود دارد، مثل انتخاب سرعت شاتر کمتر برای تار شدن عناصر متحرک یا حذف آنها با استفاده از سطوح یا رنگ های پرکنتراست .


"عکاس با تشخیص قوی ترین نقطه کانونی و تغییر موقعیت ، ترکیب بندی قوی‌تری ایجاد کرده است. دادن فضای بیشتر به سمت راست عکس برای نگاه گاو، قدرت بیشتری ایجاد کرده است."

 موارد مهم در ترکیب بندی

یک ترکیب بندی خوب با اصول اولیه آن شروع می‌شود. قرار دادن درست سوژه در کادر حیاتی است و یکسری قوانین ساده می تواند کمک زیادی در این مورد نماید. بسته به این که سوژه یک منظره ، یک شخص یا شئ و یا اینکه کادر افقی یا عمودی است، ترکیب بندی فرق می کند. در بعضی شرایط باید به بعضی از قوانین ترکیب بندی کمتر و در بعضی موارد بیشترتوجه کرد.
هر عکسی باید –علت وجودی – داشته باشد واگر این علت برای گیرنده عکس مشخص نباشد چه انتظاری از بیننده دارید که از عکس چیزی بفهمد؟ بیشتر مردم برای منظورهای خاصی نظیر یادگاری از چیزی داشتن، ثبت یک لحظه تکرار نشدنی، ثبت یک موقعیت استثنایی، شکار یک سوژه زیبا یا جذاب و ... عکس می‌گیرند. برای اینکه عکس معنی داشته باشد باید اصولی را در آن رعایت کرد:
افقی و عمودی: شما دنیا را با زاویه نسبت به افق نمی‌بینید، بنابر این به غیر از شرایطی که تعمدا این کار را می کنید از آن پرهیز نمایید. افق را در کادرتان تنظیم نمایید. منظره یک ساحل کج که انگار آب دریا در حال ریختن از یک ور عکس می‌باشد برای بیننده جالب نیست. برای تراز کردن دوربین یک خط افقی مثل خط آب دریا را در نظر گرفته و دوربین را بالا برده و بچرخانید تا خط پایین کادر موازی خط افقی شود، سپس دوربین را بدون اینکه تغییر وضعیت دهید پایین اورید تا خط آب کمتر از2/1 و بیشتر از 3/1 کادر افقی عکس را اشغال نماید و آسمان بقیه کادر را. یادتان باشد هیچگاه خط افق را در وسط کادر قرار ندهید.

بعضی دوربین‌ها برای سادگی شبکه‌ای افقی عمودی را روی مانیتور نشان می دهند. اگر دوربین شما چنین امکانی دارد استفاده از آن برای بالا بردن دقت و کاهش زمان مناسب است.
هر چند تکنیکی که بالا شرح داده شده بود برای منظره‌ای مثل دریا مناسب است، ولی برای منظره یک آبگیر یا بندرگاه مناسب نیست. مثلا ساحل آبگیرها در آنطرف دریاچه قابل دیدن است و تشخیص سطح افقی در آنها مشکل است. در چنین شرایطی دنبال یک خط عمودی بگردید. در کادر عکس نگاه کنید و هر جا که یک خط عمودی یافتید کادر عکس را با آن نقطه تراز نمایید.
عکاسی از سوژه‌های عمودی مشکل تر است. ایجاد حالت پرسپکتیو توسط لنز دوربین می‌تواند کاملا گیج کننده باشد. می‌توان به اجزاء عمودی در منظره توجه کرد و کادر را در اطراف آنها حرکت داد تا مطمئن شویم لبه عمودی کادر واقعا با خط عمودی موازی است. بخصوص عکاسی از مناظر شهرها مشکل است و برای تصمیم گیری درباره این که کدام خط واقعا عمودی است باید دقت بیشتری به کار برد. با تنظیم کادر بر روی نزدیکترین و بزرگترین ساختمان در کادر به احتمال زیاد بقیه ساختمانهای واقع در دوردست تصویر از تراز خارج خواهند شد. با یک نگاه کلی در تصویر می‌توان از این اشتباه پرهیز کرد.
اگر باز هم تصویر کج به نظر می‌رسد باید زاویه دوربین را تغییر داد و یا حتی موقعیت عکاسی را عوض کرد.
یک نکته: بعضی مواقع مناظر خیابان از میان خیابان به بهترین وجه گرفته می‌شود، با گرفتن عکس از امتداد جاده پرسپکتیوی زیبا و طبیعی خواهیم داشت

از اجزاء شلوغ کننده در کادر پرهیز نمایید
اجزاء شلوغ کننده عکس به چند طریق ایجاد می‌شوند. این اجزاء ممکن است مردم، حیوانات یا اشیائی باشند که بطور ناخواسته در کادر قرار می‌گیرند و حتی ممکن است بخشی از سوژه را بپوشانند، عدم تناسب رنگی ایجاد نمایند و یا نامتناسب با سوژه و موضوع عکس باشند. بعضی از این مزاحمتها را براحتی می‌توان کنترل نمود و بعضی را نمی‌توان کاری کرد:
- توریستهای سرگردان، پیاده‌ها، احشام یا خودروها: کاری نمی توان کرد. باید صبر کنید (صبور باشید!) تا هر وقت دلشان خواست از کادر مورد نظر شما خارج شوند! می‌توان با تغییر موقعیت یا نزدیکتر شدن به سوژه بعضی از اشیاء ساکن را از کادر خارج کرد یا با استفاده از زوم کردن یا بریدن کادر بعد از عکاسی مشکل را حل نمود.
- از اجزاء مزاحمی که خودتان ایجاد کرده اید دوری کنید: خیلی از دوربین ها می توانند ساعت و تاریخ را روی عکس اضافه نمایند، تا جایی که برایتان لازم نیست از استفاده از آن خودداری نمایید. با اضافه کردن تاریخ و ساعت روی عکس چیزی به عکس شما اضافه نمی شود و حذف کامل آنها بعد از گرفتن عکس کاملا ممکن نیست.

نقطه فوکوس
نقطه فوکوس عکس بسیار مهم است:
 مطمئن شوید که فوکوس کامل روی سوژه انجام گردیده است: معمولا باید سوژه مهمترین بخش تصویر بوده و نگاه بیننده به سمت آن کشیده شود، اما نیازی نیست که در مرکز عکس واقع باشد. با استفاده از قفل فوکوس کاری کنید که فوکوس بجای مرکز تصویر روی سوژه انجام شود. –سوژه را در میان کادر قرار دهید، فوکوس را روی سوژه انجام داده و دکمه شاتر را تا نیمه بفشارید، وقتی مستطیل میان مانیتور سبز شد فوکوس انجام شده و تا هنگامی که دکمه را رها نکنید فوکوس در همان وضعیت باقی می‌ماند، اکنون کادر بندی مورد نظر را انجام داده و دکمه را تا آخر بفشارید تا عکس گرفته شود.
 پرتره: روی چشم‌ها فوکوس کنید، اگر دوربین زوم اپتیکال دارد برای کادر بندی سوژه از آن استفاده نمایید. اگر دوربین اولویت دیافراگم دارد، یک دیافراگم باز انتخاب نمایید تا پس زمینه سوژه مات شود و اگر ندارد ممکن است یک مد مخصوص پرتره داشته باشد. این مد بطور خودکار از یک دیافراگم باز استفاده می‌نماید. اگر تنها فلاشی که دارید همان فلاش سر خود دوربین است آنرا خاموش کنید و از نور یک پنجره یا نورهای غیر متمرکز محیط استفاده نمایید.
اگر فلاش تنها انتخاب شما برای نور است از قرار دادن سوژه در نزدیکی دیوار یا هر سطح تخت دیگر پرهیز نمایید، زیرا یک سایه خشن در کنار سوژه روی دیوار ایجاد می‌گردد که زیبا نیست.
هنگام کادر بندی برای امتداد نگاه سوژه جایی در کادر باقی بگذارید و همیشه دوربین را کمی به سمت پایین بگیرید که نواحی زیر بینی و چانه در عکس دیده نشود.
 همیشه به یاد داشته باشید، اول فکر کنید، بعد عکس بگیرید.
چند ثانیه فکر کردن در مورد عکسی که می خواهیم بگیریم مهمترین مرحله عکاسی است. خوبی دوربین‌های دیجیتال این است که نمایی از عکس نهایی را در مانیتور می توان دید و خیلی راحت‌تر از دوربین‌های معمولی در مورد نتیجه کار نظر داد.

کادر را پر کنید
در عکاسی اغلب گفته می‌شود که اگر نمی‌توانید چیزی را زیبا کنید، آن را بزرگ کنید. با پر کردن کادر توسط سوژه
اصلی، توجه بیننده از سوژه بر نمی‌گردد. همچنین تکنیک های دیگر عکاسی نیز مانند قرار دادن ویژگی کلیدی سوژه بر روی نقطه طلایی می‌تواند استفاده شود. اگر الهام گرفتن از یک صحنه برای شما مشکل است، یک راه خوب برای گرفتن عکس، بزرگ کردن و پر رنگ کردن سوژه است. پس نزدیک شوید، سپس نزدیک تر شوید .


از لباس و وسایل، جهت کمک به ماهیت عکس خود استفاده کنید. با جا ندادن پس زمینه در کادر، نشان دهید که سوژه به اندازه کافی برای کادر بزرگ هست.

پیشروی
بیشترین عکس هایی که کادر را پر می‌کنند، پرتره ها هستند. پرتره ها، یکی از چشمگیرترین و جذاب ترین عکسها هستند. گرفتن لنز رو به چهره و فشار دادن شاتر به تنهایی یک عکس خوب خلق نمی‌کند . به عنوان مثال شما قصد دارید چند عضو صورت واضح باشد؟ همه صورت؟ خب پس باید دیافراگم تنگی انتخاب کنید. فقط چشم ها را ؟ پس یک دیافراگم باز انتخاب کنید و فکوس را روی چشم ها قرار دهید. اغلب به این نتیجه می‌رسید که یک کراپ بی‌رحمانه در نرم افزارهای ویرایش تصویر، نتیجه چشمگیرتری می‌دهد .
سعی کنید چهره را در یک طرف کادر و یکی از چشم ها را روی نقطه طلایی قرار دهید یا مثلا چهره یک پیرمرد را با نوردهی زاویه دار تاکید بخشید و عکس را سیاه و سفید کنید و یا با استفاده از یک لنز واید و نزدیک شدن به سوژه آن را اغراق آمیز کنید .

اگر شما نمی توانید زیاد به سوژه نزدیک شوید، با استفاده از سایه ها و انعکاس ها، حضور سوژه را قدرت دهید. دراین تصویر به نظر می‌رسد که این خانواده کل عکس را پر کرده اند، در حالی که فقط نصف آن اشغال شده است.



پرسپکتیو را تغییر دهید
فاصله کانونی لنز، در چگونگی دیدن جهان، نقش مهمی ایفا می‌کند . لنزهای واید ( زیر 28 میلی‌متر) در پرسپکتیو اغراق می‌کنند، در حالی که لنزهای تله ( بالای 100 میلی‌متر) آن را محدود می‌کنند و هر کدام مزایا و محدودیت‌های خاص خود را دارند.
با بالا و پایین کردن لنزهای واید بدون حرکت دادن بدن ، می‌توان عکسهای جالبی گرفت، هر چند که جدا کردن یک قسمت از صحنه با لنزهای واید کار مشکلی است اما لنز های تله برای محدود کردن مهمترین بخش صحنه به کار می‌روند .

یک راه کلاسیک جهت عکاسی از آسمانخراش ها، کادر افقی است. عناصر غالب در نقطه مرده مرکزی عکس هستند. این عکس یک عکس درهم و برهم است و تاثیر چندانی ندارد

با تغییر موقعیت، زوم کردن روی قسمت مهم عکس و استفاده از کادر پرتره جهت تاکید روی ارتفاع، عکس مهیج تری به دست آمده است.

از حرکت کردن نهراسید
یکی از مهمترین لوازم ترکیب بندی سه پایه است. سه پایه به شما کمک می‌کند تا سرعت شاتر را کم کنید و با دقت بیشتری به صحنه‌ جلوی خود نگاه کنید . اما تا وقتی که بهترین زاویه عکس را نیافته‌اید ، دوربین را روی آن قفل نکنید و با اولین زاویه ای که انتخاب کرده‌اید خشنود نشوید . لازم نیست که کیلومترها حرکت کنید، کافیست یک یا دو اینچ دوربینتان را حرکت دهید تا تاثیرات آن را ببینید .
به ارتفاع سه پایه دقت کنید. ما عادت داریم جهان را از ارتفاع چشمانمان نگاه کنیم . با بالا و پایین بردن زاویه دید، نشستن روی زانو، دراز کشیدن روی زمین، یا بالا بردن ارتفاع سه پایه، می‌توانید عکسهای جذابی خلق کنید.
درعکاسی از کودکان و حیوانات اگر جهان را از ارتفاع آنها ببینیم، صمیمیت بیشتری به عکس می‌دهیم که لازمه عکس است.

شلوغی ها را حذف کنید
اینکه چه چیزی را از صحنه حذف کنید، همان قدر اهمیت دارد که چه چیزی را در صحنه جا دهید .
هر عنصری باید عکس شما را قوی کند، در غیر این صورت آن را خارج کنید. چه با تغییر موقعیت خود، چه با تغییر لنز و چه در مراحل بعد از عکاسی.
مراقب کیفیت سوژه هم باشید. مثلا اگر از گل عکاسی می‌کنید، بهترین و تمیزترین گل را بیابید. دوربین را روی گلی که گلبرگ ندارد یا پر از برگ های حشره خورده است، نشانه روی نکنید .

کادر را پاکسازی کنید
قبل از فشار دادن شاتر، به سرعت ویزور را برای عدم وجود المان های اضافه نگاه کنید. عناصری را که به عکس شما قدرت نمی دهند بی‌رحمانه حذف کنید. مراقب نورهای پس زمینه که خارج از فکوس هستند نیز باشید، مثلا نور خورشید که از پشت برگها می‌تابد. این عناصر را با حرکت کردن حذف کنید یا توسط سوژه بپوشانید .
مراقب آسمانی که بی رنگ است باشید، زیرا یک پهنه وسیع خاکستری می‌تواند زندگی را از عکس شما بگیرد. دراین مواقع بهتر است زیاد روی آسمان تاکید نکنید .
هنگام عکاسی ازمردم، حیوانات و گلها، به خط افق توجه کنید. با بالا و پایین بردن زاویه دوربین، عکس را از داشتن یک پس زمینه نرم و یکنواخت نجات دهید.


به رنگها توجه کنید
وقتی که عکس می‌گیرید به رنگهای عکس توجه کنید. آیا رنگ های سوژه با رنگهای پس زمینه تضاد دارند یا همخوانی؟ رنگهای گرم (نارنجی، زرد، قرمز) نگاه بیننده را جذب می‌کنند و رنگ های سرد (آبی و سبز) آن را پس می‌زنند. با قرار دادن یک ناحیه روشن با رنگهای گرم روی نقطه طلایی، می‌توانید از این قضیه به خوبی استفاده کنید. توجه کنید که یک ناحیه کوچک اما روشن، بیشتر جلب توجه می‌کند تا یک ناحیه بزرگ اما تاریک .


عمق بسازید
برای جان دادن به صفحه دو بعدی عکس، باید یک عمق قابل قبول بسازید. برای این کار باید نگاه بیننده را روی پیش زمینه و پس زمینه عکس حرکت دهید. مثلا یک خط ساده که از پیش زمینه بگذرد و به سمت پس زمینه برود به این کار کمک می کند.
انتخاب نوع لنز و اندازه دیافراگم نیز در ایجاد عمق موثر است.

یک سوژه مرکزی توسط خطوط هدایت کننده قوی و کراپ با دقت، قدرت قابل توجهی به عکس ها داده است. توجه دارید که هیچ عنصر حواس پرت کننده ای در عکس موجود نیست

انتخاب لنز
همانطور که قبلا گفته شد، لنز های واید در پرسپکتیو اغراق می‌کنند در حالی که لنزهای تله آن را محدود می‌کنند . با تکنیک خوب می‌توانید از هر دوی آنها برای دادن عمق به عکس استفاده کنید.
هنگامی که از یک لنز واید استفاده می کنید، در جستجوی عنصر جالبی باشید که بتواند پیش زمینه را پر کند و مقیاسی کلی از عناصر عکس به بیننده ارائه دهد. و از نزدیک شدن به سوژه نترسید .
اما اگر از یک لنز تله استفاده می‌کنید یک پرسپکتیو تنگ به همراه عمق میدان کم انتخاب کنید تا پس زمینه و پیش زمینه هر دو تار شوند. به عنوان مثال، هنگامی که از حیوانات عکاسی می‌کنید، روی زمین بنشینید و یک دیافراگم باز انتخاب کنید تا گیاهان واقع در پیش زمینه، تار شوند و یک تصویر نرم به وجود بیاید. آنگاه این تصویر را با یک پس زمینه تار و یک سوژه شده ترکیب کنید تا یک تصویر سه بعدی به وجود آید .

یک قاب بیابید
یکی ار آسانترین راه ها برای ایجاد عمق پیدا کردن یک قاب طبیعی است. شما با قرار دادن سوژه در میانه عکس و یافتن یک قاب شارپ یا محو که کل یا قسمتی از پیش زمینه را بپوشاند، به راحتی می‌توانید نگاه بیننده را به صحنه هدایت کنید. مانند تمام قوانین دیگر عکاسی، در این کار زیاده روی نکنید.

در این عکس یک حس قوی از عمق وجود دارد. اما قاب کمی شلوغ است و حواس را پرت میکند این گونه قابها کل عکس را خراب می‌کنند

ریتم و تکرار
گاهی اوقات شما قصد عکاسی از یک موضوع واحد را ندارید، بلکه سوژه شما الگو و نقش و نگاری ست که از کنار هم قرار گرفتن و تکرار شدن تعدادی از اشیا به وجود آمده است. به خطوط و اشکالی که با تکرار خود یک ریتم به وجود آورده اند دقت کنید. الگوهایشان را شکار کنید و احساستان را در برابر آنها در عکس نشان دهید. به نقش و نگارهای متضاد و الگوی چیده شدن آنها دقت کنید، حس تضاد همیشه هیجان بیشتری به تصویر میدهد. مجموعه ای از عناصر ساده می توانند سوژه یک عکس زنده و جالب باشند .

یک عکس مورب از جزئیات برگ. کلاسیک است یا کلیشه ای ؟ در این عکس باید زاویه دوربین را طوری تنظیم کنید که سطح سنسور موازی سطح برگ باشد تا عمق میدان به حداکثر برسد.


مراقب شکاف ها باشید
برای اینکه الگوی شما استحکام خوبی داشته باشد، باید تعادل عکس را حفظ کنید. تمرین خوبیست که تلاش کنید تا سوژه هر چهار طرف کادر را پر کند، هر فضای خالی که با عناصر دیگر در تعادل نباشد، یک نقطه ضعف محسوب می‌شود. شما باید به بیننده نشان دهید که مهمترین عنصر عکس، تکرار و ترتیب سوژه های عکس است نه خود سوژه‌ها .
آماده لحظه مناسب عکاسی باشید. مثلا فرض کنید که در حال عکاسی از یک دسته پرندگان هستید، بهترین و قویترین ریتم وقتی ست که همه آنها به یک جهت نگاه می‌کنند . اگر می‌خواهید از شیارهای یک بیابان شنی عکس بگیرید، صبور باشید تا نور کم شود و زاویه ی سایه به وجود آمده، برجستگی ها و فرورفتگی های شن‌ها را آشکار کند‌.
اگر می‌خواهید از اشیا شبیه به هم که در یک ردیف قرار دارند و یک پرسپکتیو ساخته‌اند عکسی بگیرید، باید دیافراگم تنگی انتخاب کنید تا تمام موضوعات واضح باشند. برای عکاسی از سوژه های متحرک و چرخنده، می‌توانید با کم کردن سرعت شاتر، یک نقش و نگار چرخشی جالب به دست آورید. در این روش با اضافه کردن یک عنصر واضح و ثابت به عکس، به آن عمق دهید .

خطوط و بافت قوی باعث شده است که این عکس از صفحه بیرون بجهد! تنها چیزی که از دست رفته است، یک مقیاس برای عکس است که البته در موضوعاتی که فقط راجع به بافت و فرم هستند، این کار شاید لازم نباشد

فضای تحرک
هنگامی که از یک سوژه متحرک عکس می‌گیرید ، موفقیت شما هنگامی به دست می‌آید که فضایی در عکس وجود داشته باشد که سوژه به آنجا حرکت کند. به این فضا، فضای تحرک گویند . فضای پشت سوژه فضاییست مرده و اگر نسبت این فضا به کل عکس زیاد باشد، عکس زندگی خود را از دست می‌دهد .

با اینکه در این عکس فضای اندکی برای حس حرکت این دو قرار داده شده است، اما عکس خوب بنظر میرسد. این عکس دارای یک پس زمینه نرم شده است و این موضوع عکس را ارزشمند ساخته است.


سوژه شما به کجا نگاه میکند ؟
ایده فضای تحرک می‌تواند به جهت نگاه سوژه نیز اعمال شود. مثلا اگر سوژه از قسمت سمت راست کادر به سمت چپ نگاه می‌کند، فضای بیشتری در سمت چپ برای نگاه سوژه اختصاص دهید و برعکس. اما اگر می‌خواهید یک حس معما گونه به عکس بدهید یا بر روی محیط اطراف سوژه تاکید دارید، سوژه را در لبه کادر قرار دهید به گونه‌ای که به سمت داخل عکس نگاه می‌کند .
به علاوه جهتی که سوژه نگاه می‌کند و یا به سمت آن حرکت می‌کند نیز می‌تواند عکس شما را از یک عکس معمولی متمایز کند. ما از راست به چپ می‌خوانیم و به همین دلیل تمایل داریم که در همان جهت تصویر را ببینیم. حرکت در عکسها وقتی که از راست به چپ باشد ، یکنواخت تر به تظر می‌رسند ، پس اگر به دنبال ثبت یک عکس جالب هستید ، حرکت را از راست به چپ ترتیب دهید .

اگر چه فضای خالی بین دختر و جایی که به آن نگاه می‌کند با رنگها اشباع شده است، اما هنوز نقطه کانونی از بین نرفته است، بلکه خطوط قطری شما را به آنجا هدایت می‌کنند .


بیرحمانه کراپ کنید
گاهی یک عکس عالی می‌گیریم، اما هنگامی که با دقت بیشتری عکس را می‌بینیم ، متوجه می‌شویم که مقداری از سوژه اصلی قطع شده و یا قسمتی اضافی از پس زمینه داخل عکس دیده می‌شود !
این اتفاق بیشتر برای دوریبین هایی می‌افتد که ویزور آنها کل فضا را پوشش نمی‌دهد. دنیای دیجیتال، امکانات بیشماری را برای کراپ کردن های خلاقانه در اختیار ما می‌گذارد ، اما مراقب باشید که کراپ کردن برای شما حکم چوب زیر بغل را پیدا نکند !

این یک تصویر زیبا از یک فیل آفریقایی است. آیا به اندازه کافی زیبا هست؟ یک تکه از گوش چپ فیل از کادر خارج شده است و پرنده کوچکی که خارج از فوکوس است، کمی حواس را پرت می‌کند


محکم باشید
هنگام عکاسی کلوزاپ ، مراقب باشید تا لبه های کادر، سوژه را قطع نکند و اگر به اشتباه این اتفاق افتاد، بهتراست که عکس را کراپ کنید و یک کادر بسته تر انتخاب کنید. تصمیم‌گیری برای میزان کراپ، به قضاوت چشم شما بستگی دارد. اما قانون کلی در کراپ کردن، اینست که وقتی یک تکه از موضوع (مثلا یک گوش یا یک قسمت از بازو) را به اشتباه در کادر جا نمی‌دهید ، وقت گرانبها را برای ساختن آن در فتوشاپ هدر ندهید، بلکه آن قسمت را دور بریزید و یک کادر بسته تر ایجاد کنید.

با ایجاد یک کراپ تنگ‌تر و برش مساوی گوش ها وکاهش پس زمینه، یک عکس قدرتمندتر ایجاد کرده‌ایم . فیل‌ها بزرگند و این عکس آنرا تایید می‌کند.


بهبود کادر بندی
کراپ کردن به شما اجازه می‌دهد تا عکس متعادل‌تری ایجاد کنید، مثلا موقع رفع اشتباهات عکس، ممکن است دریابید که یکی از عناصر عکس شما استعداد جلب توجه بیشتری دارد و با تصمیم گیری برای حذف اضافات عکس و یک کراپ ماهرانه، به یک عکس جالب دست پیدا خواهید کرد.
این تصمیمات بر پایه اصول عکاسی هستند و البته باشکستن این اصول نیز می‌توانید به آموخته هایتان اضافه کنید.

کراپ کردن در هنگام پردازش عکس، به شما در بهبود عکس هایتان کمک می‌کند، پس برای این کار وقت بگذارید و آنگاه آموخته هایتان را در هنگام عکاسی به کار ببرید تا از تک تک پیکسل‌های دوربین‌تان استفاده کنید.

با کراپ کردن عکس و نزدیک کردن نقطه کانونی به نقطه طلایی، یک عکس قوی تر ایجاد می‌شود. احساسات درونی چهره‌ی زنان نیز بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.


جسور باشید
وقتی که توسط کراپ کردن با قوانین کادربندی آشنا می‌شوید، وقت آنست که کراپهای مهیج و انتزاعی را امتحان کنید. گاهی بهترین نورسنجی و بهترین کادربندی، برخلاف تصور، خالی و پوچ است.
ممکن است یک عکس بسیار جالب از مردم گرفته باشید، اما کراپ کردن یک قسمت از عکس می‌تواند به عکس شما معنای بیشتری بدهد. یک پرتره بگیرید و آنرا بیش از حالت معمولی کراپ کنید. یا مثلا عکس را بچرخانید تا یک خط قطری به وجود آید. به این فکر کنید که چگونه می‌توان با کراپ کردن یک عکس معمولی، یک بافت، رنگ یا شکل متفاوت ایجاد کنید. به ویژگیهای سمبولیک عکس نگاه کنید. قوانین را بشکنید.

با ایجاد یک کراپ کوچکتر، سوژه در مرکز تصویر قرار می‌گیرد، که باعث تعادل تصویر شده و جهت معرفی یک مکان معروف تاثیر بیشتری دارد.

مهارت ترکیب بندی
1- پس زمینه، پس زمینه، پس زمینه ....
هنگام عکاسی، بیش از اینکه به سوژه توجه کنید، به پس زمینه توجه کنید. یک پس زمینه خوب می‌تواند از یک سوژه معمولی، یک عکس عالی بسازد اما با انتخاب یک پس زمینه ضعیف، یک سوژه خوب را از دست می‌دهیم.

2- ساده باشید
یک عکس قوی، عکسی ست که پیامش را به سرعت برساند. زیربنای یک عکس خوب، خطوط و اشکال هستند.

3- سوژه را مشخص کنید
از خود بپرسید که چرا عکس می‌گیرید ؟ اگر ارتفاع یک ساختمان مد نظرتان است یا الگوی خاصی از قرارگیری اشکال یا شکل یک گل، آنرا برجسته و مشخص سازید.

4- به کادر دقت کنید
هنگام عکاسی از انسان ها، حواستان به قطع شدن زانو یا مچ آنها باشد.

5- مراقب تعداد باشید
اعداد فرد در عکاسی، بیشتر از اعداد زوج خود را نشان می‌دهند ، مثلا مثلث‌ها، تحرک بیشتری از مربع‌ها و دوایر دارند. 
6-اشتیاق خود را افزایش دهید.
صبح هنگام، قبل از بیرون رفتن برای عکاسی، به خود بگویید که می‌روم تا بهترین عکسم را بگیرم. این کار ناامیدی شما را کم می‌کند و شما حتما برنده می‌شوید .

7- به کارها و گفته های دیگر اساتید قدیم و جدید نیز نگاه کنید و به کادربندی آنها دقت کنید.

8- از ابتذال بپرهیزید
با تقلید ساده از یک عکس زیبا، خوشحال نباشید. به استفاده از لنزهای مختلف، کادر های مختلف و نقطه‌های دید مختلف فکر کنید. از خوابیدن روی گل و خاک نترسید. مصمم باشید تا هنر بیشتری به کار ببرید.

9- چندین عکس بگیرید
روی یک سوژه واقعا فکر کنید. به ندرت اولین عکس شما بهترین خواهد بود. در دوربین دیجیتال شما فیلم هدر نمی دهید، پس روی چندین کادر کارکنید و دید خود را افزایش دهید.

10- همیشه دوربین همراه داشته باشید
هرچه بیشتر عکس های دوستانه، خانوادگی و روزمره بگیرید، بیشتر چشمانتان به کادربندی عادت می‌کند، آنگاه وقتی‌که یک اتفاق نادر در زندگی شما رخ دهد، دومین اتفاق، گرفتن بهترین عکس از آن لحظه است.

 


[ یکشنبه 19 آبان 1387 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ حجت قاسمی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :