تبلیغات
آموزش تصویربرداری حرفه ای
قالب وبلاگ
آموزش تصویربرداری حرفه ای
آموزش سینما و تلویزیون برای علاقمندان  
نویسندگان


کلاس تدوین

درس اول

مقدمه..........

      هنگامی که سینما سالهای آغازین خود را را پشت سر میگذاشت اولین فیلمهایی که ساخته شدند بطور تقریبی هر یک بیشتر از یک دقیقه طول نمیکشیدند. این فیلمها شامل حلقه های متشکل از یک نمای واحد بودند که بدون قطع فیلمبرداری و ضبط میشدند.
یعنی چه در فیلمهای مستند و چه در فیلمهای داستانی و بازسازی شده صحنه به گونه ای ترتیب داده می شد که وقایع همگی در این مدت کوتاه صورت می پذیرد و دوربین از یک زاویه ثابت از ابتدا تا انتهای ُآنرا ضبط کند.
در نتیجه بیننده این فیلمها همچون تماشاگر تئاتر بود که در سالن نشسته ُو از یک زاویه مشخص به مجموعه وقایع نگاه می کند.
و شیوه ساخته شدن فیلمهانیز شباهت زیادی به کار تئاتر داشت چرا که بازیگران با توجه به همان زاویه دید ثابت دوربین که معمولا تمامی صحنه را در تصویر جا میداد نقش خود را از آغاز تا پایان ماجرا بطور پیوسته اجرا میکردند.
از لحظه ای که دوربین شروع به ضبط تصویر میکرد تا هنگامی که از حرکت می ایستاد و فیلمبرداری متوقف میشد یه (پلان) نامیده شد.باچنین تعریفی پس تمامی فیلمهای ساخته شده در آن سالها یک پلانی بودند.

اما بزودی فیلمسازان دریافتن که میشود تکه فیلمهایی را که بطور جداگانه فیلمبرداری کرده اند بدنبال یکدیگر بچسبانند و در طول نمایش یک حلقه فیلم چند تصویر متحرک متفاوت را از پی هم ارائه دهند. به این ترتیب وقایع یک فیلم می توانست در صحنه های مختلف و زمانهای متفاوت اتفاق افتد. این آغاز آشنایی با یک امکان فنی سینمای نوپا بود.


تدوین:آخرین مرحله تولید فیلم است که در آن فیلم ، شکل نهایی خود را پیدا می کند. این مرحله شامل : گزینش نماها و اندازه آنها ، ردیف کردن نماها، صحنه ها و سکانس ها پشت سر هم ، مخلوط کردن تمام صداها و تعیین میزان بلندی آنها و در نهایت در هم آمیختن و همگاه کردن صدای نهایی با تصویر ، است.
این کارها به وسیله ، استفاده از فیلم نامه دکوپاژ شده، قوانین و اصول فیلم سازی و ذوق هنری و خلاقیت تدوین گر ، انجام می شود
.

تدوینگر : کسی که مسئول سرهم کردن فیلم به صورت نهایی آن ، با توجه به آنچه در بالا گفته شد ، است. تدوین گر گا  معمولا در شکست یا موفقیت فیلم ، نقشی اساسی به عهده دارد. تدوین گر است که با گزینش ، شکل دهی و مرتب کردن نماها و با مرتب کردن و در هم آمیختن صدا ها و همگاه کردن آن با تصویر، در تکوین ، ضرباهنگ ، شکل و صورت فیلم و در تاکید و تاثیر نماهای مختلف ، اثر بارزی بر جا می گذارد

 امروزه فیلم سازان سعی می کنند ، روابط نزدیکی با تدوین گران داشته باشند. برخی از فیلم سازان از قبل ، طرح تدوین فیلمشان را می ریزند و در مرحله فیلم برداری ، تا حد زیادی کار تدوین را خودشان انجام می دهند  به این معنی که برای مثال در هر نما،نوع نما را کاملامشخص می کنند ونماهای مختلف با زوایا و فاصله های مختلف دوربین از سوژه نمی گیرند، که لازم باشد از بین آنها نمایی را انتخاب کرد و ... به این ترتیب فیلم سازان تعداد انتخاب ها را کاهش می دهند ، تا شکل نهایی فیلم همان باشد که خودشان در ذهن دارند.

معمولا تدوین از همان مرحله فیلم برداری آغاز می شود ، به این ترتیب که ، تدوین گر ، فیلم هایی را که هر روز گرفته می شود در اختیار می گیرد و با مشورت کارگردان، آن تکه فیلم ها را سر هم می کند. وقتی فیلم برداری به پایان رسید، تدوین گر فیلمی در دست دارد که به صورت خامدستانه و خالی از ظرافت ، تنها روند رویدادهای فیلم را تعقیب می کند. تدوین گر کار تدوین را با این فیلم آغاز می کند. او با نظر کارگردان ، بهترین برداشت ها را انتخاب می کند و الگوی صدای فیلم را با تصویر همگاه می کند. این نسخه از فیلم که اولین نسخه تدوین شده فیلم ، برای رسیدن به شکل نهایی آن است ، اصطلاحا راف کات ( Rough Cut ) ، نامیده می شود. البته این نسخه را نسخه تدوین شده فیلم ساز هم می نامند ، چون کم و بیش حاوی دیدگاه فیلم ساز از فیلم است و هنوز چندان مورد مداخله کس دیگری قرار نگرفته است

تدوین گربعد ازمشورت با فیلم ساز، نسخه تدوین اولیه را اصلاح و ویرایش می کند،جلوه های اپتیک برای انتقال نماها را به آن اضافه می کند ( برای مثال محو تدریجی ، هم گذاری و ... ) ، جلوه های ویژه را نیز به فیلم می افزاید و در نهایت نسخه نهایی را که در آن نماها ، طول آنها وترتیب قرار گیریشان به دقت مشخص شده و صدا نیز به خوبی با تصویر همگاه شده است را ، ارائه می دهد.

 لازم به ذکر است که تدوین گر بر کار مسئول مخلوط کردن صداها ، نظارت می کند. صدای فیلم شامل گفت وگوها ، موسیقی طبیعی ، جلوه های صوتی و موسیقی متن است.


پس از آماده شدن نسخه نهایی فیلم ،  لازم به ذکر است که در این مرحله امکان ایجاد تغییر  ، توسط کارگردان یا تدوین گر وجود دارد. به ویژه بعد از نمایش خصوصی فیلم و با توجه به واکنش تماشاگران می توان ، تغییراتی در آن ایجاد کرد

امروزه با پیشرفت هایی که در عرصه تکنولوژی ویدئو و کامپیوتر رخ داده ، کار تدوین گر ، انعطاف ، سرعت ، دقت و سهولت بیشتری یافته است.                                                                           

  اهمیت تدوین

 با تدوین می توان روایتی را به صورت مداوم و سیال بیان کرد. تدوین زمان و مکان را فشرده می کند عناصر متفاوت و پراکنده را مورد تاکید قرار می دهد و کنار هم می گذارد و آنها را چنان مرتب  می کند  که الگوهای معنایی خاصی ایجاد کنند.ندوین در ضمن ، به نوعی واکنش تماشاگران را ، شکل  می دهد برای  مثال ارائه یک رشته نماهای کوتاه که به سرعت به یکدیگربرش می  خورند می تواند ، حس هیجان ، حادثه  و انتظار  را در تماشاگر ایجاد کند ، در حالی که نماهای طولانی آرامش بخش هستند ، بر عنصر  دراماتیک صحنه تاکید دارند و تماشاگر را با شخصیت ها فیلم بیشتر درگیر می کنند. شیوه تلفیق صدا و تصویر هم ، تاثیر بسیار مهمی بر تماشاگر دارد.  برای مثال قابل شنیدن بودن یا نبودن گفت و گوها ، ارائه موسیقی  در لحظه ای خاص از فیلم ، بالا و پایین شدن حجم صدا ها ، به گوش رسیدن صدای محیط و همه و همه معنای خاصی می آفرینند و احساسات  تماشاگر را به سمتی هدایت می کنند .


اصطلاحات مونتاژ:

 - سکانس Sequence (فصل): هر فیلم از چند تا بخش (فصل) تشکیل شده که هر بخش یه قسمت از موضوع رو بازگو می کنه.

- پلان Plan (نما): هر سکانس شامل چندین پلان می هست. هر پلان یه نما هست که فیلم برداری می شه.

- شات Shot (برداشت): از لحظه ای که ضبط رو شروع می کنن تا وقتی که قطع می شه یه شات می گن. هر نما (پلان) ممکنه چند بار برداشت بشه.

- شات لیست Shot List (فهرست برداشت ها): می شه گفت که گزارش کار فیلم برداریه که توی اون توضیح میدن که کدوم لحظه از نوار فیلم برداری شده، شامل چه تصویریه.

- کلاکد Clacked (صدای تق): هر متنی اضافه شده به فیلم که توضیح می ده که از این جه به بعد، موضوع تصاویر در مورد چیه. البته اسمش رو از صدای همون تخته ای گرفتن که اطلاعات تصویر رو روش می نویسن و جلوی دوربین نگه می دارن.

- کالر بار Color Bar و Bar & Tone: همون صفحه ای که ستون های رنگی داره و واسه تست رنگ مانیتور استفاده می کنن. وقتی هم که با صدای سوت همراه باشه Bar&Tone واسه تست صدا هم به کار می ره.

- اسکوپ Scope : سیاهی بالا و پایین تصویر. اولین بار موقعی پیش می اومد که می خواستن یه فیلم سینمایی رو توی تلویزیون نشون بدن. چون همون طور که می دونید، پرده سینما خیلی عریض تر از صفحه تلویزیونه، چون می خواستن کل پرده رو توی تلویزیون نشون بدن پس بالا و پایین تصویر سیاه می شد. بعد از اون، توی کارهای تلویزیونی واسه قشنگی استفاده می شه.

- راش Rash : تصاویر فیلم برداری شده بدون تغییر و بدون کم و زیاد.

- راف کات Raff cut (بریدن اضافه ها): همیشه قسمتی از تصاویر راش، خراب و بلا استفاده است. قبل از مونتاژ، تصاویر مورد استفاده رو از راش در میارن و گلچین می کنن.

- تیتراژ: قسمت اول و آخر برنامه که به معرفی برنامه و عوامل ساخت می پردازه.

- پلاتو: صحبت های مجری برنامه.

- ووله: تصاویر مین برنامه که با موسیقی همراهه و معمولاً از 30 ثانیه بیشتر نمی شه.

- نریشن Narration : صدای گوینده که روی تصاویر پخش می شه و موضوع رو دنبال می کنه.

- اینسرت Insert : تصویر کوتاهی که رابط دو تا تصویر دیگه هست و یا قسمتی از خرابی تصویر اصلی رو می پوشونه.

- تایتل Title: هر نوشته ای که روی تصویر بیاد.

- ساب تایتل sub Title (زیرنویس): نوشته ای که فقط پایین تصویر نشون داده می شه.

- کات Cut (بریدن): چسبوندن دو تا تصویر بدون هیچ افکت اضافی.

- جامپ کات Jump Cut (پرش تصویری): کات نادرست یا پرش در تصویر.

- ترانزیشن Transition : هر افکتی که رابط دو تا تصویر کنار هم باشه.

- دیزالو Dissolve : ساده ترین و پرکاربردترین تروکاژ واسه چسبوندن دو تا تصویر که باعث می شه تصویر اول توی تصویر دوم محو
بشه.

- فید این Fade In: وقتی که تصویر کم کم از سیاهی بیرون بیاد بدون موشن. مثلاً دیزالو سیاهی به تصویر.

- فید اوت Fade Out: برعکس فید این. تصویر به آهستگی می ره توی سیاهی.

- وایپ Wipe: یکی از تروکاژهای مرسوم که بر اساس رنگ یه عکس سیاه و سفید (شیب رنگ)، تصویر اول رو حذف می کنه و
تصویر دوم رو نشون می ده.

- سوپر ایمپوس Super Impose: دو یا چند تا تصویر که به صورت محو، روی هم نشون داده می شه.

- موشن Motion: هر نوع حرکت فیلم یا عکس یا نوشته روی صفحه.

- کراپ Crop: بریدن از طول و عرض تصویر.

- رول Roll: حرکت (موشن) به صورت افقی.

- کراول Crawl: حرکت (موشن) به صورت عمودی.

- مانیتور Monitor: تصویر خروجی کار.

 تدوین موازی Cross-cutting
قطع متناوب از یک صحنه به صحنه دیگر و نشان دادن تکه ای از یک واقعه و تکه ای از واقعه ای دیگر به صورتی که دو ماجرا به طور موازی و متناوب پیش برده شود. به عبارتی دو واقعه همزمان درحال روی دادن است

 تصاویر روی هم Multiple-Exposure
یک نمای واحد که از چاپ و یا روی هم افتادن دویا چند تصویر مختلف تشکیل شده باشد. به طوریکه طرح هر یک از تصاویر (هرچندمحو) ازخلال سایر تصاویر پیدا باشد (مثل چهره ای بر زمینه یک ساختمان و روی این دو تصویر صفحه روزنامه ای). این تدبیر برای خلاصه و فشرده بیان کردن یک خبر و یا انتقال حس، حالت یا فضایی خاص به کار میرود.
به این نوع نما «سوپر ایمپوزیشن» supperimposition نیز گفته میشود

       تصاویر کنارهم Multiple-Image
موقعی که در کادر یک «نمای» واحد دو یا چند تصویر مشابه یا مختلف درکنارهم ظاهر شوند. مثلاً در فیلمهای قدیمی گاهی در صحنه ای که دونفر به هم تلفن می کردند، هرکدام را در یک طرف کادر نشان می دادند که با خطی از وسط جدا شده بودند. به این تدبیر (پرده قسمت شده) split screen هم گفته میشود



 نرم افزارهای مختلفی جهت تدوین و میکس فیلم وجود دارد، و تقریبا در دسترس همگان می باشد. کارتهای میکس هم بامحصولات متنوع دربازار موجود می باشد.مابه ابزارمسلط شده ،و می توانیم به راحتی از همه امکانات موجود در نرم افزار استفاده کنیم .تا اینجا ما فقط یک اپراتور هستیم .  بخش دیگر تدوین، زیبایی شناسی می با شد که مهمترین قسمت کار محسوب می شود.  و آنجاست که   هر اتفاقی ممکن است روی میز بیفتد. زیر کانه نگاه کردن به قصه ، طول پلان ،تم، ریتم، و.. می تواند کار را در جایگاه خوبی قرار دهد. از طرفی صدا که نیمی از سینماست می تواند نقش ارزنده ای در کار ایفا کند. چه بسا در راش،  پلا ن هایی زیبا ،  میزانسن عالی ،  بازی خوب و.... در اختیار ماست، ولی صدا می لنگد . یا از ابزار و امکانات خوب استفاده نشده یا اینکه کوتاهی در کار صورت گرفته . صر فا ابزار خوب نمی تواند کار خوب ارائه دهد . باید این ابزار در دست خبره این کار باشد که نتیجه مطلوب و رضایت بخش باشد. ، تیتراژ چگونه شروع شود ،  آیا لیدر نیاز است،  موسیقی روی تیتراژ باشد،  قصه چگونه به پایان برسد . همه اینها مسائلی است که باید در مغز متفکر تد وینگر وجود داشته باشد، تا بتواند از صد ها ساعت راشی که در اختیار دارد یک کار قابل قبول ارائه دهد. چسباندن چند اتفاق، کار ساده ای نیست . بیشتر کار روی میز انجام می شود و این کار خود مستلزم ، تجربه ، آگاهی، مطالعه و شهامت است .  تدوینگر باید با قصه همراه شود و آن طوری که باید،  پلان ها در کنار هم قرار دهد. عوامل مدت ها کار کردند، زحمت زیادی را متحمل شدند، و متریال زیادی مصرف شده و..  باید این همه رنج به شیرینی بزرگ تبدیل شود. همه ی کار های هنری سخت می باشد و تجربه زیادی را می طلبد. یک اپراتور  در درجه اول باید شنونده خوبی باشد.، و سعی کند اصطلاحات مربوط به بخش تدوین را کاملا یاد بگیرد. شاید کسی که به عنوان تد وینگراست از ابزار شناخت نداشته باشد و فقط در حیطه کاری خودش صحبت کند .  شما باید با توانایی کامل کارهای مر بو طه را انجام دهید. گوش دادن به موسیقی ، نگاه کردن فیلم ، تحقیق ، تکرارنمودن مطالب و مسائل مر بوط به اپراتوری خیلی مهم است، و نیاز اصلی کار علم کافی نسبت به آن است. دیزالو، فید این ، فید ات، اسلو، فست، سوپر این پوز، فیکس فریم، موشن، و....... هر کدام در جای مخصوص به خود دارای معنی و مفهوم می باشد. و کاملا باید نقطه برش ها و همه مسائل مورد تو جه قرا گیرد.  امید است از این به بعد در تلوزیون شاهد آنچه باشیم که انجام آن ار لحاظ فنی و استاندارد دور از اندیشه نباشد.

 

مراحل تدوین فیلم

در تدوین سه مرحله وجود دارد:

۱-مرحله ی اسمبلی(Assembly):در این مرحله تدوین گر از روی فیلمنامه و یادداشت های گزارش صحنه برای ایجاد نظم بین نماها  پلان ها را از پلان اول تا آخر به ترتیب شماره نما و صحنه و سکانس شماره بندی می کند. در این مرحله هیچ حذفی صورت نمی گیرد.

۲-مرحله ی راف کات:در هنگام فیلم برداری در ابتدا و انتهای یک پلان مقداری بیشتر از آنچه مورد نیاز است فیلم برداری می شود تا به هنگام تدوین مونتور بتواند هر لحظه را که مناسب دید برای بریدن انتخاب کند. این مرحله را در واقع اولین مرحله ی واقعی تدوین می دانند اما هنوز پلان ها پیوند نهایی و منطقی خود را به دست نیاورده است.

۳-مرحله ی فاین کات:در این مرحله مونتور تصمیم نهایی را درباره ی نقطه ی برش یا کات و لحظه ی پیوند آن دو با یکدیگر می گیرد. اینک پلان هایی که به هنگام ساختن فیلم به طور جداگانه و در زمان ها و مکان های مختلفی فیلم برداری شده اند از نظر موضوع جریان وقایع و زمان و مکان دارای تداوم می گردد.

شماره ی هر پلان و سکانس و برداشت آن بر روی کلاکت نوشته می شودو در هنگام فیلم برداری جلوی دوربین شماره ی هر پلان نمایش داده می شود و صدای تقه ی کلاکت هم برای تدوین صدا لازم است.

انواع برش

تدوین گر در مرحله ی آخر تدوین می تواند از برش های مختلف استفاده نماید:

مچ کات یا برش هماهنگ:اگر دو یا چند پلان یک حرکت را تصویر کند و انتهای پلان اول با ابتدای پلان دوم دارای فصل حرکتی مشترکی باشد به آن مچ کات گویند.مثل:(نمای اول)مرد ی پشت ماشینن نشسته و ماشین را خاموش میکند(نمای دوم)آن مرد در ماشین را باز کرده پیاده میشود. این دو نما دارای موضوع مشترکی هستند.

جامپ کات یا پرش ناگهانی:هنگامی که پلان دوم حرکت و موضوعی دارد که ادامه ی نمای اول نیست.(نمای اول)راننده داخل ماشین نشسته (نمای دوم)همان راننده جلوی ماشین قدم میزند. این نوع برش بیشتر برای ایجاد تنش به کار  می رود.

برش اپتیکی: اولین ویژگی این نوع برش ها اتصال میان نماها است که در مونتاژ انجام می شود. و ویژگی دوم آن خلق تصاویری متنوع و ویژه است.

_فیداین یا ظهور تدریجی:هنگامی که تصویر از تاریکی به روشنایی باز می شود فیداین نام دارد. بیشتر در ابتدای یک سکانس دیده می شود.

_فیداوت یا محو تدریجی:تصویر از روشنایی به سیاهی منتهی می شود و محو می گردد. که بیشتر در انتهای یک سکانس استفاده می شود.

فیداین و فیداوت در القای گذشت زمان تاثیر به سزایی دارند.

در سینمای اولیه فید همان نقشی را داشت که پرده ی تئاتر دارد.امروزه فیدهای رنگی نیز استفاده می شود. در فیلم «مارنی» اثر هیچکاک فیدهای رنگی بیانگر  حالت روحی شخصیت اصلی فیلم است. مهمچنین در فیلم «لیلا»ساخته ی داریوش مهرجویی از فیدهای رنگی به منظور نشان دادن احساسات مختلف لیلا استفاده شده است.گاهی فیدها پیش رفتن زمان را مشخص می کنند. در فیلم «من ترانه پانزده سال دارم» ساخته ی رسول صدر عاملی هر فید نشانی از گذشت زمان دارد.

دیزالو یا برهم نمایی:به معنی محو شدن تدریجی یک تصویر و جایگزین شدن و بر هم نمایی آن با تصویر دیگر است. دیزالو کاربرد و مفهوم های گوناگونی دارد:

1.پیوند مکانی:نمایش دو یا چند حادثه به طور همزمان در مکان های مختلف

2.مقایسه:نمایش شباهت ها و اختلاف های بین موضوع های متقابل

3.نشان دادن اندیشه:مانند نمای نزدیک از یک شخص که با تصویری از افکار و اندیشه هایش برهمایی می شود.

4.برای تاکید یا معرفی جزئیات(مثل جاده های روی نقشه)

5.تغییر حالت یا تقویت



نکته

 یكی از اصول ابتدایی كه تدوین‌گر باید رعایت كند این است كه همواره خود را به جای تماشاگر بگذارد ؛ یعنی تماشاگر در هر لحضه‌ی خاص به چه می اندیشد ؟ به كجا می‌خواهد دست یابد؟ شما می‌خواهید كه او به چه چیزی فكر كند؟تماشاگر نیاز دارد به چه چیزی فكر كند؟ و سر انجام این كه می‌خواهید تماشاگر چه احساسی داشته باشد؟..» والتر مرچ



افه های تصویری ، حالت هایی از تصویر هستند که به وسیله دوربین ، فیلم برداری می شوند و یا در اتاق تدوین ایجاد می شوند و فیلمساز از آنها برای انتقال مفهومی خاص به بیننده استفاده می کند.

در فیلم ها با دو مسئله مهم زمان و مکان رو به رو هستیم.
زمان ما برای یک فیلم سینمایی حداکثر سه یا چهار ساعت است ، در حالی که موضوع فیلم به گونه ای است که ممکن است دوره زمانی چندین سال را به نمایش بگذارد ، برای مثال داستان زندگی مردی از کودکی تا پیری اش یا ماجرایی که در طول یک سال از تابستان تا زمستان تداوم دارد. در این حالت نمی توان به یک باره از تصویر یک جوان به تصویر پیری او رفت و یا از یک تصویر که در آن زمین خشک ، چهره ها سوخته و ... به تصویری که در آن زمین پوشیده از برف است رفت. در این حالت باید تمهیدی اندیشید که این گذر زمان به خوبی به بیننده نشان داده شود. درباره تغییر مکان نیز به همین صورت است ، نمی توان به یک باره از چین به آمریکا رفت بدون اینکه تماشاگر را آگاه کرد. در این حالت ها آسان ترین روش آن است که نماها را به سادگی به یکدیگر پیوند بزنیم و با یک زیر نویس که زمان یا مکان را نشان می دهد مشکل را حل کنیم ، ولی این روش ممکن است چندان جذاب نباشد. در این حالت استفاده از تمهیدات دیگر یا افه های تصویری ممکن است مناسب تر باشد.
علاوه بر رفع مشکل زمان و مکان می توان از افه های تصویری برای نشان دادن هم زمان دو رویداد ، نشان دادن کنش و واکنش به طور هم زمان و ... استفاده کرد. در هر حال کارگردان ها ممکن است از افه های تصویری در موقعیت های مختلف استفاده کنند و یا اصلا استفاده نکنند و تمهیدی دیگر بیندیشند.


مهم ترین افه های تصویری

افه های تصویری محدود نیستند ولی مهم ترین آنها هشت مورد است که عبارت اند از :

فید -این .آشکار شدن تدریجی

روشی تدریجی برای شروع صحنه ، که در آن تصویر با تاریکی و یا سفیدی شروع می شود ، و به تدریج صحنه ظاهر شده و کاملا واضح می شود.
این تمهید را به ویژه در صحنه هایی که در آن ، شخصی که از هوش رفته در حال به هوش آمدن است ، دیده اید. همچنین گاهی از این تمهید برای شروع فیلم و یا شروع یک سکانس استفاده می کنند. 



فید-اوت . محو تدریجی
روشی تدریجی برای پایان دادن به یک صحنه ، که در آن تصویر به تدریج در سیاهی یا سفیدی فرو می رود تا کاملا محو شود.
از این تمهید ، با محو در سیاهی برای نشان دادن گذشت زمان و با محو شدن در سفیدی برای نشان دادن از هوش رفتن یکی از شخصیت ها استفاده می شود. همچنین گاهی از این روش برای پایان فیلم و یا پایان یک سکانس نیز استفاده می شود.
 

فوندو 

در این روش ابتدا تصویر به تدریج محو می شود تا کاملا ناپیدا شود و بلافاصله بعد از محو کامل ، به تدریج تصویر و صحنه دیگری آشکار می شود تا کاملا واضح شود. به عبارت دیگر فوندو یک فید - اوت و یک فید- این به دنبال هم است.
از این تمهید برای انتقال از یک صحنه به صحنه دیگر استفاده می شود. 
-

دیزالو ، هم گذاری

روشی در انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر ، که در آن صحنه اول به تدریج محو می شود و صحنه دیگر جای آن را می گیرد. از این روش علاوه بر انتقال صحنه ، برای نشان دادن گذشت زمان ، تغییر چهره ، فلاش بک و فلاش فوروارد نیز استفاده می شود.
برای نشان دادن گذشت زمان. دیزالو سریع بین دو صحنه ، تضادی دراماتیک خلق می کند و برای نمایش گذشت زمان مناسب است. دیزالو کندتر ، تضادی ظریف تر ایجاد می کند و گذشت زمان را تدریجی تر نشان می دهد.
امروزه به نسبت دهه های پیشین کمتر از دیزالو استفاده می شود و فیلم سازان از روش های ظریف تری برای تغییر و انتقال صحنه استفاده می کنند.


سوپرایمپوز ، بر هم نمایی
سوپرایمپوز عبارت است از تداخل یا در هم رفتن دو تصویر بدون آنکه هیچ یک از آن دو در حال محو یا ظاهر شدن باشد.
از سوپرایموپوز برای به یاد آوردن خاطرات گذشته ، ماجراهایی که هم زمان در چند نقطه در حال وقوع است نمایش گذر زمان ، رخدادهای ماورای طبیعی چون حضور ارواح و ایجاد شباهت یا تضاد بین دو تصویر ، استفاده می شود.


وایپ ، روبش
انتقال از صحنه ای به صحنه دیگر ، به این ترتیب که ، صحنه جدید به تدریج ظاهر می شود و با فشار یا روبش ، صحنه قبلی را بیرون می راند و چنین به نظر می رسد که خطی حد فاصل دو صحنه ، صحنه قدیمی را می روبد. این خط می تواند از حالت کانونی خارج باشد یعنی محو باشد یا کاملا روشن و شفاف باشد. همچنین روبش می توان افقی ( از چپ به راست یا از راست به چپ ) ، عمودی ( از بالا به پایین یا از پایین به بالا ) قطری ، مارپیچی و انواع مختلف دیگر باشد.
روبش در دهه های 1930 و 1940 محبوبیت زیادی داشت ، اما امروزه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد ، مگر آنکه فیلم ساز بخواهد حال و هوای آن دوران را زنده کند.
از وایپ برای نشان داده گذشت زمان و همچنین ارتباط دو صحنه از فیلم استفاده می شود.
گاهی وایپ به طور کامل انجام نمی شود و در اواسط حرکتش توقف نموده و ثابت می شود ، به طوری که ما دارای دو تصویر مختلف در کنار هم هستیم ، به این حالت وایپ ثابت گفته می شود و موارد استفاده آن ، تصویرهای دوگانه برای مثال نشان دادن هم زمان دو طرف یک مکالمه تلفنی است.

آیریس
در این حالت نقابی مدور به کار می آید و به آن حالتی شبیه عنبیه می دهد. علاوه بر نقاب های دایره ای ، ممکن است از نقاب های بیضوی ، مستطیلی و ... هم استفاده شود. دو نوع آیریس وجود دارد :

آیریس این ، ظهور عنبیه ای

حالتی که در آن تصویر عنبیه ای کوچکی ، در صفحه ایجاد می شود و به تدریج بزرگ می شود تا اینکه تصویر قبلی را پاک می کند و تمام کادر را پر می کند.
از این حالت در سکانس های سخنرانی ، ربط دو صحنه که از نظر زمانی فاصله چندانی از هم ندارند و خلق جلوه نمایشی یا کمیک بر روی شخصیت یا یک شیء و بعد بسط دادن تصویر به نحوی که معلوم شود شخصیت یا شیء مزبور در چه وضعیتی گیر افتاده است ، استفاده می شود.

آیریس اوت ، خروج عنبیه ای                                                                                   
در این حالت تصویر به صورت عنبیه ای ، شروع به کوچک شدن می کند ، تا جایی که کاملا کوچک و محو می شود و تنها تصویر زیر آن دیده می شود.
از این حالت برای انتقال دو صحنه مرتبط یا جلب توجه تماشاگر به شخصیت یا یک شیء استفاده می شود.

آیریس به ویژه در دوره سینمای صامت بسیار استفاده می شد ، اما امروزه کاربرد چندانی ندارد



اصول تدوین


دستگاههای مونتاژ کامپیوتر غیر خطی امروزه قادرند هر افکتی که شما می توانید تصور کنید را اجرا کنند. به همین دلیل وسوسه کننده است که بخواهیم مخاطب خود را با تولیدات پر زرق و برق تحت تاثیر قرار دهید اما هر گاه در برنامه ای تکنیک توجه بیننده را بسوی خود جلب کند ( مخصوصا" در برنامه های داستانی) شما توجه را از پیام اصلی خود به سوی تکنیک منحرف کرده اید . حرفه ای ها یا شاید بهتر بگویم هنرمندان واقعی می دانند که تکنیک در یک برنامه وقتی خوب است که دیده نشود و وقتی اجرا می شود بیننده عادی متوجه نشود.اگر چه در آگهی ها و برنامه های تبلیغاتی و ویدئو موزیک ها در محدوده ای هستیم که تکنیک های تولیدی( مخصوصا" درمورد مونتاژ) بعنوان نوعی شادی بصری برای مسحور کردن مخاطب استفاده می شود . مثلا در تدوین ویدئویی شما قادر خواهیدبود تقریبا" هر افکتی با هر سلیقه ای را ایجاد نمایید.
اگرچه بنظر می رسد که اصول تدوین فیلم در آگهی های تجاری و موزیک ویدئو ها کم کم متحول می شوند اما برنامه های مهم مخصوصا" فیلمهای داستانی روند پیشین تدوینی خود را ادامه میدهند . بعنوان نمونه قصد دارم به آنها مراجعه کنم .ابتدا به برخی از اصول ابتدایی در تولیدات تک دوربینه و برنامه های داستانی فیلم اشاره کنم که در قسمت های بعدی خواهم گفت
.                                                                                                                                                                                       
برش یا کات در چه زمانی خوب عمل می کند که دلیلی برای آن وجود داشته باشد      
برای برش یا انتقال از یک نما به نمای دیگر خطر از دست دادن توجه مخاطب وبه تبع آن دور شدن از داستان یا موضوع فیلم وجود دارد هنگامی که انتقال تصویری یا برش ا محتوای داستان مناسبت داشت باید این برش دیده نشود مثلا" اگر دریک صحنه دراماتیک شخصی به یک نقطه خیره شده می توانیم برای ایجاد انگیزه به چیزی که توجه هنرپیشه رابخ خود جلب کرده برش کنیم وقتی کسی حرفش را قطع می کند و دیگری شروع به حرف زدن می کند برای ایجاد انگیزه باید به شخص دوم کات کنیم . اگر صدای باز شدن دری را می شنویم یا اگر کسی خارج از نما حرفی می زند اغلب ما انتظار داریم نمایی ببینیم از این که آن شخص کیست .اگر کسی شی عجیبی را بر می دارد تا آن را وارسی نماید طبیعی است که یک نمای بسته ( اینسرت )از آن شی ارائه شود.             

 هر زمانی که ممکن بود به موضوعات دارای حرکت برش بزنیداگر در حرکت مجبور به برش کردن شدید آن حرکت توجه را از برش شما منحرف خواهد نمود و برش ( انتقال تصویری) را روان می کند و اگر پرش کوچکی هم در کات شما وجود داشته باشد کمتر جلب توجه می کند چون تماشاگران کاملا" جذب حرکت هستند. اگر مردی در حال بلند شدن از روی صندلی است می توانید نقطه میانی حرکت را برای کات انتخاب کنید در این صورت قسمتی از حرکت را در هر دو نما ی برش شده به هم می توان دید .نکته مهم اینکه در برش این دو نما حتما" زاویه دوربین 30 درجه تغییر کرده باشد


[ یکشنبه 19 آبان 1387 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ حجت قاسمی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :