تبلیغات
آموزش تصویربرداری حرفه ای
قالب وبلاگ
آموزش تصویربرداری حرفه ای
آموزش سینما و تلویزیون برای علاقمندان  
نویسندگان

مقدمه

ساخت فیلم می تواند عمل خلاقه ای باشد که طی پروسه ی، از آغاز تا انجام ساخت آن : عوامل زیاد دخیل هستند، ازتدارکات چی گروه گرفته تا رانندی سرویس عضوی از گروه هستند. اما پاری ازعوامل، در بخشی که حاضر هستند می توانند،مستقیم در کیفیت و عمل خلاقه ی اثر ،اثر گذارباشند.


* نویسنده:طراح اولیه ی قصه ،بازنویس، مشاورنویسنده و ...... همه در این کلید واژه ، مد نظرند.
* کارگردان: که خالق و ایده پردازاصلی اثر و هماهنگ کننده بین عناصر و عوامل خلاقه ی اثر است: در راستای ایده ی اصلی که فیزیک متن به او می دهد؛ یا تاویل ( برداشت خاص) ازاثر نگاشته شده یا نهایتا" پس ازنگارش اثر،همه ی عناصر و عوامل در خدمت خلق ایده ی کارگردان هستند که کلیت هر آنچه کارگردان ، ازهرآنچه جهت ساخت اثر، به کمک عوامل خلاقه اش به کارمی گیرد، میزانسن
* 5 طراحی: طراح نور- طراح صدا( موسیقی – صداگذار-صدابردار)                                
-طراح لباس – طراح چهره[ گریم] –طراح صحنه.
* تصویربردار:حتی در نقاطی ازجهان که طراح نور شخصی غیرازفیلمبرداراست ،تحت مدیریت ،مدیرفیلمبرداری ،ایده پردازی و با هماهنگی مدیر، کار می کند.
* بازیگر.
* تدوین گر.
و.........
 بدیهی است که (  تصویربردار-نورپرداز)ازمرحله ی شروع کلید زدن : شروع فیلمبرداری، تا اتمام آن،مهمترین یارکارگردان و موثرترین عاملی است که کارگردان در اختیاردارد.
 آیا بدون داشتن تصویری مناسب: بدون نورمناسب-کادرمناسب حرکت دوربین صحیح- و... آیا اساسا" می شود،بدون آزار واذیت و با لذت. تصویری دید. ازهمین مساله ی ساده گرفته،تا اهمیت فوق العاده ی فیلمبرداردر ایجاد فضا و حالت دراماتیک ( که در بالاترین سطح قراردارد) درخدمت ایده های اصلی کارگردان ، یا هماهنگی ودرراستای تفکرکارگردان، ایده پردازی کرده ،موثرترازسایر عوامل( که درجای خود موثرند})او رایاری رساند..

فرهنگ و اصطلاحات سینمایی                                                                                                       خارجی: خارجی ، نمایی است که درفضای باز فیلمبرداری می شود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از   « فیلمنامه» نوشته می شود، مانند: خارجی. خیابان . شب.

داخلی: نمایی است که درمکان سرپوشیده فیلمبرداری می شود ویکی ازکلمات راهنمایی است که بالای هرصحنه از       « فیلمنامه» نوشته می شود ، مانند: داخلی، آپارتمان ، روز.

 دکوپاژ: تقطیع فنی فیلمنامه که درآن صحنه ها به نماهای مشخصی تقسیم ودراصطلاح خرد می شود. دراین مرحله، اندازه ی نماها، زاویه ی دوربین وحرکت دوربین توسط کارگردان معین می شود.

دکور صحنه: فضایی که به تقلید ازیک مکان واقعی استودیو برای فیلمبرداری آماده میشود.

دوبله: دوبله اصطلاحی است که دردوزمینه به کار می رود:1- برگردان زبان اصلی وگفتاری فیلمها به زبان کشور نمایش دهند فیلم( درایران، فارسی) 2- ضبط گفتگو ها وجلوه های صوتی دراستودیو یا صدا گذاری.

دوربین روی دست: دراین روش، دوربین یا دردست قرار می گیرد یا به بدن فیلمبردار وصل می شود وبرای فیلمبرداری فضاهای شبه مستند وخبری وتاثیر گذار به کار می رود.                   دیافراگم: دریچه ای به شکل عنبیه ی چشم در دوربین فیلمبرداری یا عکاسی است که بین نوار خام وعدسی قرار می گیرد ومیزان نوردهی به نوار فیلم را کنترل می کند. دیافراگم قابل تنظیم است وشامل مجموعه ای از قطعات کمانی شکل فلزی است که میتواند به سمت جلو وعقب حرکت کند. وقتی که قطعات فلزی جلو وعقب شوند، اندازه دیافراگم به وسیله ی تنظیم می شود. یعنی میزان نوری که به فیلم می تابد. به هر میزان کمتر باشد لنزبیشتر باز می شود ونور بیشتری عبور می کند.

دیپ فوکوس: درعمق میدان وضوح یا ژرف نمایی، پیش زمینه وپس زمینه ی تصویر وضوح کامل دارد وقابل دیدن است..

راش : نسخه ی  فیلمبرداری شده همراه با صدا را راش میگویند که معمولا برای بازبینی نماهای برداشت شده ی روزانه جهت بررسی کیفیت آنها ازنظر بازی وتصویر مورد استفاده قرار می گیرد.

رج زدن: اصطلاحی عملی است وبه کار یکی ازدستیاران کارگردان گفته میشود. با توجه به پرهزینه بودن وسایل مختلف به کاررفته در ساخت فیلم، ازتجهیزات فیلمبرداری گرفته تا وسایل صحنه وبه ویژه اجاره بهای مکانها، دستیار کارگردان مجموعه نماهای مثلا مربوط به یک هتل یا خانه یا موقعیت دیگر را که درکل فیلمنامه پراکنده شده، براساس خط داستانی فیلمنامه کنار هم ردیف وآن را برای کارگردان مشخص می کند. همچنین چون برخی بازیگرها به دلایل حرفه ای ویا به هردلیل دیگر می بایست زودتر پروژه را ترک کنند، تمام نماهای مربوط به آنها رج زده می شود.پس از رج زدن ، بایک برنامه ریزی دقیق روزانه، فیلمبرداری به سرعت انجام می شود وهزینه ها کاهش می یابد.

رفلکتور: سطح نقره ای رنگی که نور درموقع تابیدن به آن شدت می یابد. ازاین وسیله برای تاباندن نورخورشید به صحنه استفاده می شود.

روز به جای شب: با استفاده ازفیلترهای خاص می توان درروز فیلمبرداری وآن را به جای نمای شب استفاده کرد. این فیلتر ها حجم نور روز را کاهش می دهند.

  زامبی: زامبی تقریبا به معنی آدمخواراست وزیر گروه نوع سینمای وحشت است که حاکی جریانی است که انسانها را به کشتن می دهد. به آدمهای بی توجه سرصحنه ی فیلمبرداری نیز زامبی می گویند.

زاویه: دوربین نسبت به سوژه سه زاویه می تواند داشته باشد: اگر ازبالا به پایین فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سرپایین واگر پایین به بالا فیلمبرداری شود به آن زاویه ی سربالا گفته می شود. معیار زاویه سربالا یا سرپایین ، دید مستقیم چشم است. فیلمبرداری به موازات افق چشم را « آی لول» می گویند.

 زمان فیلم:مدت زمان فیلم که درطول آن فیلم آغاز وپس از 90 دقیقه ( استاندارد) یا 120 دقیقه ویا بیش از 180 دقیقه پایان می گیرد.

1.زمان واقعی:زمانیست که تصاویرگرفته شده عینا به مخاطب نشان داده می شود ودست کاری در زمان فیلم وجود نداشته باشد. مانند:سخنرانی رییس جمهور،فیلم های مستند.

2.زمان عاطفی:زمانیست که مخاطب بر حَسَب احساسات و عواطف خود آن را درک می کند. مانند:صحنه ای که پسر بچه ای را به زندان می برند وصحنه ای که پیر مردی از زندان بیرون می آید.

زمان دراماتیک(درام :نمایشی):

آ- اِسلوموشن (زمان بیشتر)(slow motion).              ب- فست موشن (زمان کمتر)(fast motion).

زوم.zoom : این عدسی به فیلمبرداری امکان می دهد از یک نمای باز به یک نمای بسته وبرعکس برود، بدون اینکه به تغییر محل دوربین نیاز داشته باشد. بهترین استفاده ازاین عدسی درفیلمهای گزارشی_ خبری ومستند صورت می گیرد . چون لحظاتی رادراین نوع فیلمهاهست که می بایست به سرعت به سوژه نزدیک شد وغالبا امکان نزدیکی فیزیکی وجود ندارد.

زیبایی شناسی: زیبایی شناسی درحقیقت بررسی علمی ونظام مند مفهوم زیبایی است. گرچه زیبایی را نمی توان امری فردی وسلیقه ای دانست اما عموم مردم معمولا درمورد زیبایی یا نازیبایی یک اثر ادبی یافیلم به اتفاق نظرمی رسند. کشف علل وعناصر دخیل درزیبا ماندن یک اثر یا فیلم درحوزه ی دانش گسترده ی زیبایی شناسی نهفته است.

 ژانر: ژانر یا گونه به گروه فیلمهایی گفته می شود که دارای مشخصه های یکسانی هستند. تاکنون حداقل بیست ژانر وچندین زیرژانر توسط منتقدان سینمایی شمارش شده است که از جمله می توان به ژانر کمدی، ژانر وسترن وژانر علمی _ تخیلی اشاره کرد.

سبک : شیوه ی استفاده ازتکنیک های سینمایی مشخص که معمولا برای فیلمسازان بزرگ منحصر به فرداست ومی تواند فیلم یا گروهی ازفیلمهای هم شکل را پدید آورد.

سکانس(پرده): جزء کاملی ازیک فیلم که معادل فصل درادبیات است. سکانس از چند صحنه ویا تنها ازیک پلان تشکیل می شود که دراین صورت به آن پلان سکانسی گفته می شود.سکانس وقتی تغییرمی کند که موضوع فیلم تغییر کند.

سناریو: متن نوشته شده برای ساخت فیلم، بدون جزئیات فنی نظیر چگونگی حرکت دوربین. سناریو به زبان ایتالیایی به معنای فیلمنامه است.

شخصیت اصلی : بازیگر یا شخصیت اصلی درفیلم به فردی گفته می شود که مجموعه رویدادها حول محور او اتفاق می افتد.

شخصیت منفی: شخصیتی است ضد قهرمان. این نوع طبقه بندی کردن بازیگران یک فیلم بیشتر درفیلمهای کلاسیک رواج داشته است اما درفیلمهای مدرن به همه ی شخصیتها نسبی نگریسته می شود وتلاش می شود به جای انسان آرمانی ، انسان عادی وعرفی تصویرشود.

صحنه : یک یا چند نما که دریک مکان واحد اتفاق می افتد. صحنه را می توان معادل پاراگراف در یک نوشتار دانست.

صحنه آرا : به هنرمندی گفته می شود که با توجه به فضا وحال وهوا وزمان ومکان رویدادهای فیلم تلاش می کند فضا را مطابق آن چه مورد نظر کارگردان است طراحی کند.

صحنه یاب: صحنه یاب یا ویزور، دریچه ای است که فیلمبردار ازطریق آن صحنه را میبیند. صحنه یاب جدا ازدوربین نیز وجود دارد که به کارگردان این امکان را می دهد که شخصا صحنه را زیر نظر بگیرد، زاویه ی مناسب را برای دوربین پیدا کند ویا کار بازیگران را با آن پیگیری کند.

صدای سرصحنه: صدابرداری سرصحنه ی همزمان با فیلمبرداری است. این شیوه مشکلات خاص خودش را دارد اما بسیار طبیعی تر ازشیوه ی دوبله است که صدابرداری پس ازفیلمبرداری ودر استودیو انجام می گیرد.

صدای واقعی : صدایی که منبع تولید آن درتصویر دیده می شود، مانند صحبت آدمهایی که می بینیم وصدای پارس سگی درهمان نزدیکی آنها.

صدای همزمان: صدایی که با کنشهای درون تصویر همزمان باشد، مانند گفتگو ولب زدن بازیگران.

اصطلاحات فیلم برداری
- ویزور visor : چشمی دوربین.
- کادر : نمایی که از داخل ویزور دیده می شه.
- کلوز آپ Close Up (نمای بسته): نمایی که فقط روی موضوع متمرکز باشه. واسه آدم از نمای بسته ترین (نزدیک ترین) نما تا نیم تنه گفته می شه.
- مدیوم شات Medium Shot (نمای میانی): نمایی که مقداری از محیط اطراف موضوع رو هم شامل می شه. نمای بازتر از Close Up تا تمام قد یه آدم، مدویم شاته.
- لانگ شات Long Shot (نمای باز): نمای بازتر از مدیوم شات تا بی نهایت باز.
- بک لایت Back Light (ضد نور): نمایی که زمینه موضوع روشنه و خود موضوع سیاه رنگ دیده می شه؛ مثل نمای غروب های عشقولانه.
- زوم Zoom (بزرگ نمایی): یه کلمه آشنا که توی کامپیوتر بهش می گن Zoom In.
- زوم بک Zoom Back (کوچک نمایی): عمل برعکس زوم که توی کامپیتر Zoom Out گفته می شه.
- پن Pan : چرخش افقی (چپ و راست) دوربین روی یه مرکز دَوَران مثل سه پایه یا روی دست.
- سویچ پن Switch Pan : حرکت سریع پن Pan که تصاویر نامفهوم بشه. موقع تدوین، از این حرکت واسه مرتبط کردن دو تا استفاده می شه.
- تیلت Tilt : چرخش عمودی (بالا و پایین) دوربین روی یه مرکز دوران مثل سه پایه یا روی دست.
- تراولینگ Traveling : حرکت جابجایی دوربین با وسایلی مثل سه پایه چرخ دار و یا ریل و یا ماشین و مثل اینا.

نمای مدل Model shot
نمایی که در آن از نمونه های کوچک (ماکت) اجسام استفاده و به جای جسم بزرگ اصلی ارایه شده باشد. یک جور حقه ی سینمایی است. مثل دریایی که بر آن ظاهراً کشتی ها شناور باشند یا پلی منفجر میشود و ... ولی در واقع آنها نمونه های کوچک هستند.

نمای نقطه نظر

نمایی که صحنه را از دریچه ی دید و چشم یکی از شخصیتهای فیلم نشان بدهد. گویی او آن صحنه را می بیند. به طور خلاصه به این نما p.o.v هم اطلاق میشود.

نمای هوایی Aerial shot

نمایی که دوربین فیلمبرداری از هوا، از ارتفاع نسبتاً زیاد، از بالای جرثقیل مخصوص فیلمبرداری، از داخل هواپیما و یا هلی کوپتر می گیرند. به این نما هلی شات نیز می گویند.

نور اصلی صحنه

نور اصلی که برای روشن کردن صحنه، موقع فیلمبرداری به کار میرود.

 نور مکمل

روشنایی کمکی که از طرف مقابل منبع اصلی نور  به موضوع فیلمبرداری تابانده میشود و سایه ها را نرم و کمی روشنتر میکند و به قسمتهایی که در تاریکی مانده اند و «نور اصلی» به آنها نرسیده روشنایی می بخشد. «نور مکمل» ضعیفتر از «نور اصلی» است.

وضوح

اصطلاحی که  نمودار قدرت و قابلیت فیلم در تعیین و تفکیک عناصر تصویر است. اگر اجزای تصویر از هم قابل تعیین و تفکیک باشند فیلم دارای «وضوح ظریف»  است وگرنه، تصویر چرک به نظر می رسد و نقطه های ریز سیاه و سفید که در کنار هم قرار گرفتنشان تصویر را به وجود می آورد درشت و مشخص هستند و در این مورد تصویر را «دانه – دانه» (Grainy) می گویند.

وضوح تا عمق صحنه Deep Focus

اصطلاحی برای توصیف فیلمبرداری به شیوه ای که در آن اجسام و افراد در صحنه، از قسمت پایین تصویر گرفته و تا دورترین و عقب ترین حدصحنه، واضح باشند.

 میزانسن

اصطلاحی فرانسوی که اصلاٌ تئاتری است و اجرا و به تحقیق درآوردن نمایشنامه را معنی میدهد. در سینما، «میزانس» یعنی قسمتی از کار فیلمسازی که روی صحنه انجام میگیرد، مثل بازی دادن هنر پیشه ها، انتخاب جا و حرکت دوربین، نورپردازی و غیره.همچنین نوع کادر و «نما» حرکت دوربین و نور یا رنگ پردازی برای بیان معنویات، احساسات و تفکرات.  

نما Shot

مقدار تصویری که دوربین فیلمبرداری بدون قطع از یک صحنه می گیرد. «نما» کوچکترین واحد ساختمان فیلم است و یک فیلم از «نما»های متعدد (حدود 600 تا 1000نما) تشکیل میشود.

 نمای از روی شانه over – the – shoulder-shot

«نما»یی که معمولاً در صحنه های گفتگو به کار میرود. به این ترتیب که دوربین از بالای شانه و پشت یکی از دوطرف، صورت یا نیم تنه طرف مقابل او را نشان میدهد و این کار ضمن گفتگوی آن دو، به طور متناوب تکرار میشود.

 نمای تمام قد Full shot

نمایی که در آن تماس پیکر شخص دیده شود

نمای خیلی درشت Extreme close-up

نمایی درشت تر و نزدیکتر از نمای نزدیک (close-up اگر نمای درشت، مثلاً چهره ای را نشان دهد، «نمای» خیلی درشت جزئی از این چهره، مثلاً لبها یا چشمها خواهد بود. به این نما، «نمای جزئیات» (Detail shot) و (Big close-up) هم می گویند.

 نمای خیلی دور Extreme long-shot

نمایی دورتر و ریزتر از نمای دور (long-shot) مثلاً اگر نمای دور یک خانه را نشان بدهد، نمای خیلی دور این خانه را با محوطه ی اطرافش مثلاً در وسط صحرا یا جنگل نشان خواهد داد.

نمای درشت Close-up

نما یا تصویر درشتی که دوربین فیلمبرداری از فاصله نزدیک از موضوع می گیرد. صورت یک شخص، دستهای یک انسان، کتابی روی میز، یک گلدان گل، این نما به اختصار c.u نوشته میشود.

نمای دور، نمای عمومی Long shot

نمایی که حداقل تمام هیکل موضوع فیلمبرداری و گاه کمی بیشتر را دربرمیگیرد

نمای دونفره Two-shot

نمایی که در آن دونفر با هم (معمولاً نیم تنه) نشان داده میشوند

نمای کلی master shot

یک نمای عمومی از صحنه، نمای دور و دربرگیرنده تمامی صحنه. یک برداشت (Take) طولانی از تمامی صحنه به صورت نمای عمومی. کار گردآوری «نما»های نزدیکتر را آسان میسازد. متصدی تدوین هر بار که کارش لنگ شد از این نما استفاده می کنند.

نمای لایی Insert

نمایی درشت از یکی از جزئیات صحنه (Detail shot) که اهمیت عمده ای در جریان وقایع صحنه دارد و خبر یا اطلاع مهمی میدهد و میان وقایع ظاهر میشود. مثل نمایی از یک نامه، یک کلید، یک کارد.

نمای متحرک Tracking shot

نمایی که با دوربین متحرک گرفته شود. دوربین ممکن است بر ارابه ای که روی ریل حرکت می کند سوار باشد و یا ارابه روی ریل نباشد و بر چرخهای لاستیکی حرکت داده شود و با دوربین به هر وسیله ممکن مانند اتومبیل و ... حرکت داده شود.
Tracking همان معنی Dollying و Truking را دارد. به این نما Travelling shot هم می گویند.
 

فیلمهای خیابانی Street Film

در داستان این فیلمها جذبه ترسناک و ممنوع زندگی خیابانی، قهرمانان را از درون زندگی کدر و یکنواختشان بیرون می کشید و آنان را در خیابان، گاه با فضایی روبه رو می ساخت که در خانه وجود نداشت.  

کات (قطع) Cut

قطع از یک «نما» (یا صحنه یا فصل) به «نما» (صحنه یا فصل) دیگر. عوض شدن صحنه با یک جهش (قطع) سازد.

اصطلاحات صدابرداری
- هام hum : همون صدایی که بهش می گن (( هوا )) که به خاطر پایین بودن کیفیت ابزارهای صدابرداری به وجود میاد.
- نویز Noise : صدای (( ویز )) که در صورت وجود اشکال در یکی از لوازم صدابرداری به شنیده می شه.
- آمبیانس Ambience : صدای محیط.
- ولوم میتر Volume Meter : هر وسیله ای که میزان بلندی صدا رو نشون می ده البته نه رقص نور. توی برنامه های مونتاژ یه استوانه هایی هست که موقع پخش کردن صدا، با تغییر رنگ، مقدار بلندی صدا رو نشون می دن.
- دیستورت Distorted (صدای خراب): صدایی که بیش از اندازه قوی باشه و باعث بشه نمایشگر میتر به آخرین درجه بچسبه. اولین شرط صدای خوب اینه که دیستورت نباشه.
- لِول (Level) گیری: تنظیم قدرت صدا به طوری که صدا دیستورت نشه.
- صدای مونو Mono : سیستم صدای یک باند که خیلی قدیمیه و بیشتر واسه ضبط صداهای طبیعی (غیر از موسیقی و استودیویی) استفاده می شه مثل صدای انسان.
- صدای استریو Stereo : سیستم صدای دو باند (باند چپ و راست) که تقریباً همه دستگاه ها با اون سازگارن و فعلاً پرکاربردترین سیستم صوتیه. توی این سیستم هر کدوم از باندها می تونن جدا کار کنن مثلاً یکیش موسیقی باشه و یکی صدای خواننده. باندهای چپ و راست دقیقاً مثل هم هستن و فقط از لحاظ مکانی با هم فرق می کنن.
- باند میکس Mix Channel : همون صدای استریو هست با این تفاوت که صدای هر دو باند یکیه.

گفتار Narration commentary

صدایی که روی تصویر و صحنه فیلم می آید (و گوینده اش دیده نمیشود) و صحنه را همراهی میکند. گفتار ممکن است شرح خود صحنه باشد و یا ربطی به تصویری که می بینیم نداشته باشد و موضوع دیگری غیراز واقعه روی پرده را بیان کند. به این اصطلاح «Voice-over» نیز گفته میشود.

صدای مستقیمDirect sound

صدای سرصحنه، صدابرداری از صحنه در حین و مقارن با فیلمبرداری.

صدای مغناطیسیMagnetic sound

صدایی که بر نوار مغناطیسی ضبط شده باشد مثل نوار ضبط صوت.
موقع فیلمبرداری، صدا (شامل گفتگوها و سروصداها) جداگانه بر نوار ضبط میشود. این نوار بعداً با نوار موسیقی ترکیب (mix) میشود و در دستگاه «ترکیب کننده» (mixer) به صورت یک نوار تصویری، بر حاشیه فیلم ضبط میگردد و صورت صدای اپتیک را به خود می گیرد.
در مواردی یک حاشیه و مغزی باریک نوار مغناطیسی در کناره ی فیلم میدهند و صدا بر این حاشیه ضبط میگردد.

سروصداهای متفرقهSound Effects

تمام صداهای فیلم به جز گفتگوها و موسیقی،سروصداهای مختلف (صدای پا،موتور اتومبیل، ریزش آب، غرش هواپیما و غیره).

بوم Boom

دسته بلندی که میکروفن صدابرداری را موقع فیلمبرداری بر سر آن نصب می کنند و خارج از حوزه دید دوربین بالای سر هنرپیشه ها نگاه میدارند و همراه با حرکت آنان این طرف و آنطرف میبرند.


 

 


[ یکشنبه 19 آبان 1387 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ حجت قاسمی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :